چون اكراه كرده شود كور گردد . و هر گاه كه در تنهايى وحشت باشد ، در مجالست انسى بود كه دل بدان بياسايد و آن اولى است . چه رفق در عبادت از حزم عبادت است . و براى آن پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفت : انّ اللّه لا يملّ حتّى تملّوا ، اى ، بارى تعالى دادن ثواب نگذارد تا آن گاه كه شما ملول نشويد . و اين كارى است كه مردمان از آن مستغنى نيستند ، كه نفس هميشه بر حق الفت نگيرد تا وى را آسايش داده نشود . و بر ملازمت آن تكليف كردن داعيهء رمانيدن باشد .
و اين اشارتى است به گفتهء پيغامبر ( ص ) كه فرموده است : « هر كه با اين دين سختى كند مغلوب شود ، چه اين دين استوار است . » و به رفق در آن در رفتن عادت مستبصران « 101 » است . و براى آن ابن عباس - رضى اللّه عنه - گفت : لو لا مخافة الوسواس لم أجالس النّاس ، اى ، اگر نه بيم وسوسة باشد با مردمان همنشينى نكنم . و در روايتي ديگر : لدخلت بلادا لا انيس بها ، و هل يفسد النّاس الاّ النّاس ؟ اى ، در شهرهايى روم كه در آن مونس نباشد ، و آيا مردمان را جز مردمان تباه مىگرداند ؟
پس عزلت گيرنده را از رفيقى چاره نباشد كه از مشاهده و محادثهء او در شبانه روزى ساعتى انس گيرد . پس بايد كه بكوشد در طلب كسى كه در آن ساعت ، ديگر ساعتهاى وى را باطل نگرداند . چه پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفته است : المرء على دين خليله فلينظر أحدكم من يخالل ؟ اى ، مرد بر عادت دوست خود باشد ، پس هر يك از شما بايد كه بنگرد كه با كى دوستى مىكند ؟
و بايد كه حريص باشد بدان كه سخن او در وقت ملاقات با ديگرى شامل كارهاى دين و حكايت حالهاى دل باشد ، و شكايت از آن كه دلش بر حق نمىرود و بر راه راست رفتن ثبات نمىكند . چه در آن گونه سخن نفس را جاى تنفس و تروّح « 102 » است . و هر كه به اصلاح نفس خود مشغول شود ، وى را در آن مجالى واسع است ، چه شكايت او انقطاع نپذيرد ، اگر چه مدتهاى درازى عمر يابد . و كسى كه از نفس خود راضى باشد مغرور بود . و اين نوع از استيناس در بعضى از اوقات روز بسيار باشد كه از عزلت فاضلتر بود در حق بعضى مردم . پس بايد كه حالهاى دل و حالهاى همنشين خود را اول تفقد نمايد پس مجالست كند .
هامش
( 101 ) مستبصران ، خبرگان و دور انديشان .
( 102 ) تروّح ، آسايش خاطر ، شادمانى دل .