تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧
حاجتى خواهى و او آن روا كند ، او برادرى مستفاد « 370 » باشد ، و اگر نكند با وى عتاب مكن كه دشمن تو شود ، و آن كارى است كه علاجش درازى پذيرد . و در كسى كه مخايل « 371 » قبول نبينى به وعظ او مشغول مشو ، چه او پند از تو نشنود و دشمن گردد . و پند تو بايد كه بر اطلاق باشد ، بى آن كه شخصى را معين كنى . و هر گاه كه از ايشان چيزى و كرامتى بينى ، خداى را شكر گوى كه ايشان را مسخر تو گردانيده است . و به خداى تعالى بازداشت خواه « 372 » از آن چه تو را بديشان وا گذارد . و چون از ايشان به تو غيبتى رسد ، يا شرى و مكروهى بينى ، كار ايشان به خداى واگذار و به دو بازداشت خواه « 373 » از ايشان ، و نفس خود را به مكافات مشغول مكن كه ضرر بيفزايد و به دل مشغولى آن عمر ضايع شود . و مگو كه محل من ندانستند ، و اعتقاد كن كه اگر تو مستحق آن بودى خداى - عز و جل - تو را در دلهاى ايشان محل نهادى ، كه دوست گرداننده در دلها و دشمن گرداننده در دلها خداى است . و حق ايشان را شنوا باش و از شنيدن باطل ايشان خود را كر ساز ، و به حق ايشان گويا [ 221 ] باش ، و از باطل ايشان گنگ شو . و از صحبت بيشتر مردمان حذر كن ، چه ايشان عثرتى را اقالت « 374 » نكنند و زلتى را در نگذارند و عيب را نپوشند و بر نقير و قطمير « 375 » حساب كنند و بر قليل و كثير حسد نمايند ، انصاف خود بستانند و انصاف ديگران ندهند ، و بر خطا و فراموشى مؤاخذت نمايند و عفو را مجال نبينند ، و به سخن چينى و بهتان برادران را در برادران اندازند ، پس صحبت بيشتر ايشان زيانكارى است و نديدن ايشان سودمندى . اگر خشنود شوند ظاهر ايشان چاپلوسى باشد ، و اگر خشم گيرند باطن ايشان كينه‌ورى بود . و از كينهء ايشان ايمن نتوان بود ، و در چاپلوسى ايشان اميد نتوان داشت ، چه در ظاهر زىّ آدميان دارند و در باطن ضراوتهاى « 376 » گرگان . گمانهاى ضعيف را
هامش
( 370 ) مستفاد ( مقابل مستفيد ) ، سودمند ، مورد استفاده قرار گرفته . ( 371 ) مخايل ، آثار ، نشانه‌ها . ( 372 ) باز داشت خواستن ، پناه خواستن ، استعاذه . ( 373 ) باز داشت خواستن ، پناه خواستن ، استعاذه . ( 374 ) اقالت ، گذاشتن گناه ، رد كردن لغزش ( قاموس ) . ( 375 ) نقير و قطمير ، اين دو لفظ در عربى كنايه از چيز بسيار كوچك و بىقدر و كم ارزش است ، « نقير » نقطهء فرو رفتهء بسيار خردى است ( چاهك ) بر پشت هستهء خرما ، چنان كه گويى از آن جا چيزى كنده شده است ، « قطمير » خط شيار مانندى است كه بر هستهء خرماست ( ناوه ) ، يا پردهء سفيدى است كه درون آن فرو رفتگى است ، يا پوست نازك سفيدى است كه بين گوشت خرما و هستهء آن قرار دارد ( كليله و دمنه ، تصحيح مجتبى مينوى ، ص 308 ) . ( 376 ) ضراوت ، آزمندى ، درنده خويى . حريص بودن بر صيد .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 457 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى