تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 448

مساهمون:

ص٤٤٨
باشيم كه اجلال و تعظيم تو از ذكر مانع آيد - اى در حال جنابت و قضاى حاجت - فرمود كه در همه حالها مرا ياد كنيد . و از آن جمله آن كه چون به شريرى مبتلا شود بايد كه با وى مجاملت كند و از وى بپرهيزد . يكى از ايشان گفت : با مؤمن به اخلاص زندگانى كن ، و با فاجر خوى خوش ظاهر گردان ، چه فاجر به خوى خوش ظاهر راضى باشد . و بو دردا گفت : ما تبسم نماييم در روى جماعتى كه دلهاى ما ايشان را دشمن دارند . و اين معنى مدارات است ، و آن با كسى باشد كه از شر او ترسيده شود . خداى - عز و جل - گفت :
ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ
« 335 » ، اى ، بد را به چيزى كه نيكوتر است دفع كنيد . چنان كه خشم را به صبر ، و جهل را به علم ، و بد كردارى را به عفو . و گفت :
وَ يَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ
« 336 » . و ابن عباس در تفسير اين آيت چنين گفت كه فحش و رنجه داشتن را به سلام و مدارات دفع كنيد . و در معنى قول خداى تعالى :
وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ
« 337 » ، حسن گفت كه اگر نه خداى تعالى بعضى مردمان را به رغبت و رهبت « 338 » از بعضى و شرم و مدارات ايشان دفع گرداند « 339 » . و در اثر است : خالطوا النّاس بأعمالهم و زايلوهم بالقلوب ، اى ، به كارها با مردمان مخالطت كنيد و به دلها از ايشان جدا باشيد . و محمد حنفيه گفت : حكيم نباشد كسى كه به نيكويى زندگانى نكند با كسى كه از معاشرت او چاره نباشد ، تا آن گاه كه خداى - عز و جل - او را فرج بخشد . و از آن جمله آن كه از آميختگى توانگران دور باشد و با درويشان آميزد ، و در حق يتيمان
هامش
( 335 ) مؤمنون 23 - 96 . ( 336 ) رعد 13 - 22 . ( 337 ) بقره 2 - 251 . ( 338 ) رهبت ، خوف . ( 339 ) در متن عربى در اينجا آمده است : و قالت عائشة رضى اللّه عنها : استأذن رجل على رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم فقال « ائذنوا له فبئس رجل العشيرة هو . » فلمّا دخل الان له القول ، حتى ظننت انّ له عنده منزلة . فلمّا خرج قلت له : لمّا دخل قلت الّذي قلت ثمّ ألنت له القول . فقال « يا عائشة انّ شرّ النّاس منزلة عند اللّه يوم القيامة من تركه النّاس اتّقاء فحشه . » و في الخبر « ما وقى الرّجل به عرضه فهو له صدقة » . عايشه ( رض ) گويد : مردى از پيغامبر ( ص ) درخواست ملاقات كرده بود ، پيغامبر فرمود : او را رخصت دهيد كه وى بدترين مرد قبيله است . چون وارد شد با وى به نرمى سخن گفت تا به حدى كه من گمان بردم كه او را نزد پيغامبر پايگاهى است . چون بيرون رفت از پيغامبر پرسيدم : پيش از ورودش چنان گفتى ، آن گاه نرمش نشان دادى ؟ فرمود : اى عايشه ، روز قيامت بدترين مردم در پيشگاه خداوند كسى باشد كه مردم از زشت گويى وى بترسند . و در خبر آمده است : « هر مالى كه مرد براى حفظ ناموس خود خرج كند صدقه است » .