تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧
حاضران بايد بگويند « يرحمك اللّه » و چون گفتند ، او بگويد « يغفر اللّه لي و لكم » . و پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - عطسه زننده‌اى را دعا گفت و عطسه زنندهء ديگر را نگفت ، و او از آن پرسيد ؟ گفت : او « حمد » گفت و تو خاموش بودى . و گفت ( ص ) : يشمّت العاطس المسلم إذا عطس ثلاثا فان زاد فهو زكام ، اى ، عطسه زنندهء مسلمان چون سه بار عطسه زند بايد هر بار دعا گويد ، و اگر زيادت از آن بود زكام بود . و آمده است كه پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم عطسه زننده را دعا گفت ، پس عطسهء ديگر زد ، پيغامبر گفت تو مزكومى . بو هريره گفت : كان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلم إذا عطس غضّ صوته و استتر فاه بثوبه او يده ، اى ، چون پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - عطسه زدى آواز پست گردانيدى و به جامه يا دست دهان خود را بپوشيدى . و در روايت ديگر خمّر وجهه آمده است . اى ، روى خود را بپوشيدى . و أبو موسى اشعرى گفت كه جهودان پيش پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - بتكلّف عطسه كردندى ، به اميد آن كه ايشان را يرحمكم اللّه گويد ، و پيغامبر يهديكم اللّه گفتى . و عبد اللّه عامر ربيعه از پدر خود روايت كرد كه مردى در نماز بود ، در پس پيغامبر عطسه زد و گفت : الحمد للَّه حمدا كثيرا طيّبا مباركا فيه كما يرضى ربّنا و بعد ما يرضى و الحمد [ 216 ] للَّه على كلّ حال . و چون پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - سلام باز داد ، گفت : صاحب اين كلمات كه بود ؟ گفت : يا رسول اللّه من بودم . گفت : لقد رأيت اثنى عشر ملكا كلّهم يبتدرونها أيّهم يكتبها ، اى ، دوازده فريشته ديدم كه مبادرت مىنمودند تا كدام از ايشان بنويسد . و پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفت : من عطس عنده فسبق إلى الحمد لم يشتك خاصرته ، اى ، هر كه پيش او عطسه زده شود و او به حمد مسابقت نمايد ، وى را رنج درد تهيگاه نباشد . و گفت ( ص ) : العطاس من اللّه و التّثاؤب من الشّيطان ، فإذا تثاءب أحدكم فليضع يده على فيه ، و إذا قال آه آه فانّ الشّيطان يضحك في جوفه « 333 » ، اى ، عطسه از خداى است و فاژه « 334 » از ديو است ، و چون يكى از شما را فاژه آيد بايد كه دست بر دهن خود دارد ، و چون « آه آه » گويد شيطان در جوف او بخندد . و إبراهيم نخعى گفت : در قضاى حاجت بعطسه « 335 » در ذكر خداى - عز و جل - باكى نباشد . و حسن گفت : حمد خداى تعالى در نفس خود بگويد . و از كعب أحبار آمده است كه موسى - صلوات اللّه و سلامه عليه - گفت : الهى نزديكى تا با تو راز گويم ، يا دورى تا ندا كنم ؟ فرمود كه من همنشين آن كسم كه مرا ياد كند . گفت : ما در حالى
هامش
( 333 ) زبيدى : من جوفه . ( 334 ) فاژه ، خميازه . ( 335 ) در عربى : إذا عطس في قضاء الحاجة .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 447 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى