صلّى اللّه عليه و سلم - گفت : از جملهء هفت كس كه خداى تعالى ايشان را در سايهء عرش خود دارد ، دو مردند كه يك ديگر را دوست دارند براى خداى تعالى ، و اجتماع و تفرق ايشان بر آن بود . يكى از ايشان گفت : وفاى اندك پس از وفات به از وفاى بسيار در حال حيات . و براى آن آمده است كه پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - زالى را ديد كه بر وى در رفت ، اكرام فرمود . و او را از آن پرسيدند ، گفت : انّها كانت تأتينا ايّام خديجة ، و انّ كرم العهد من الايمان ، اى ، او در ايام خديجه بر ما آمدى ، و كرم عهد از ايمان است . پس مراعات همهء دوستان و قرابتان و متعلقان او از وفا باشد . و مراعات ايشان را در دل دوست وقع از آن بيش باشد كه مراعات نفس او را ، چه شادى او به تفقد متعلقان او بيشتر بود . چه بر قوّت شفقت و دوستى دليل بود كه از نفس محبوب در گذرد و به همهء متعلقان او برسد ، تا به حدى كه سگى كه بر در سراى او باشد بايد كه در دل از ديگر سگان متميّز شود .
و هر گاه كه وفا نمودن به دوام دوستى منقطع گردد ، شيطان شماتت كند . چه شيطان هيچ دو تن را كه در نيكويى يك ديگر را يارى دهند چنان حسد نكند كه دو برادر الهى را يا دو دوست الهى را . چه او در افساد ذات البين « 196 » ايشان مجهود خود صرف گرداند . خداى - عز و جل - گفت :
قُلْ لِعِبادِي يَقُولُوا الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّيْطانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ
« 197 » ، اى ، بندگان گرويدهء مرا بگوى تا كلمهاى گويند كه خوبتر باشد كه شيطان ميان ايشان تباه مىكند . نزول اين آيه آن وقت بود كه مؤمنان از ايذاى مشركان شكايت كردند و دستورى خواستند تا قتال كنند ، ايشان را فرمان بر آن جمله بود كه بر وجه نرم [ 197 ] تر بگوييد كه خداى تعالى شما را راه نماياد . و اخبار فرموده است كه يوسف - صلوات اللّه عليه - گفت ، قوله تعالى :
مِنْ بَعْدِ أَنْ نَزَغَ الشَّيْطانُ بَيْنِي وَ بَيْنَ إِخْوَتِي
« 198 » ، اى ، پس از آن كه شيطان ميان من و برادران من بحسد تباه گردانيد . و گفتهاند : دو تن براى خداى تعالى برادرى نكنند ، پس ميان ايشان تفرقهء كلمهاى پيدا آيد كه نه آن از گناهى باشد كه يكى از ايشان ارتكاب نمايد .
و بشر حارث گفتى : چون بنده در خدمت خداى تعالى تقصير كند ، خداى - عز و جل - مونس او را از وى سلب فرمايد . و آن بدان است كه همنشينى با برادران اندوه ببرد و بر دين معونت كند . و براى آن ابن المبارك گفت : لذيذتر چيزى مجالست برادران
هامش
( 196 ) ذات البين ، رابطهء دو جانبه .
( 197 ) إسراء 17 - 53 .
( 198 ) يوسف 12 - 100 .