تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
يارى خود را از او منقطع گرداند ، پس آيا اين اقل واجب است تا بنده به ترك آن عاصى شود يا نه ؟ جواب در ظاهر علم ، اين در تحت ايجاب و تكليف داخل نشود ، چه مىدانيم كه جماعتى كه در زمان پيغامبر و صحابه شراب خوردند و به فواحش ارتكاب نمودند به كليت مهجور نبودند ، بل بعضى از صحابه با ايشان سخن درشت گفتندى و دشمنى اظهار كردندى ، و بعضى اعراض نمودندى و تعرض ايشان نكردندى ، و بعضى در ايشان به چشم رحمت نگريستندى و دورى و جدايى از ايشان نگزيدندى . و اين دقيقه‌هاى دينى است كه طرق سالكان راه آخرت در آن مختلف است . و عمل هر كسى بر مقتضى حال و وقت اوست . و مقتضى احوال در اين كارها يا مكروه است يا مندوب . پس در مرتبت فضايل است و به تحريم و ايجاب نرسد . و آن چه در تكليف داخل شود اصل معرفت بارى تعالى است و اصل دوستى او . و باشد كه اين به غير او متعدى نشود ، چه متعدى افراط دوستى و استيلاى آن باشد ، و آن در فتوا تحت ظاهر تكليف در حق مردمان عوام اصلا داخل نشود .

بيان مراتب آن كسان كه براى خداى تعالى دشمن داشته شوند و كيفيت معاملت ايشان

( 1 ) اگر گويى : اظهار دشمنى به فعل اگر واجب نبود ، در استحباب آن خود شكى نيست ، و مراتب عاصيان و فاسقان [ 179 ] مختلف است ، پس فضيلت به معاملت ايشان چگونه توان يافت ، و همه را در يك مسلك بايد داشت يا نه ؟ پس بدان كه مخالفت خداى تعالى يا در اعتقاد باشد يا در عمل . و مخالف در اعتقاد يا كافر بود يا مبتدع . و مبتدع يا به بدعت خود دعوت كند يا خاموش باشد ، اما به عجز و اما به اختيار . پس اقسام فساد در اعتقاد سه است . اول - كفر كافر اگر حربى بود ، مستحق كشتن باشد يا بنده گرفتن ، و وراى اين دو كار اهانتى نيست . و اما ذمّى ، ايذاى او روا نباشد مگر به روى گردانيدن و حقير داشتن او ، بدانچه وى را مضطر گردانى به تنگ‌ترين راهى ، و افتتاح سلام « 65 » بگذارى « 66 » . و چون او السلام عليك گويد ، تو
هامش
( 65 ) افتتاح سلام ، پيشى گرفتن در سلام گفتن . ( 66 ) گذاشتن ، ترك كردن .