تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
جواب به سبب اسلام وى را دوست دارى و به سبب معصيت دشمن . و با او به حالى باشى كه اگر حال او را با حال كافرى بد كردار قياس كنى ، ميان آن دو حال فرقى يا بى . و آن فرق از دوستى اسلام باشد و گزارد حق آن . و جنايت او بر حقوق الهى و طاعت او قياس كنى بر جنايتى كه در حق تو كند و طاعتى كه تو را دارد . چه كسى كه در يك غرض با تو موافقت نمايد و در ديگرى مخالفت كند ، تو با او به حالى متوسط باشى ميان اقبال و اعراض ، و استرسال « 48 » و انقباض « 49 » ، و تودّد « 50 » و توحّش « 51 » ، و در اكرام او چنان مبالغت نكنى كه در اكرام كسى كه در همه غرضهاى تو موافق باشد ، و در اهانت او چنان مبالغت نكنى كه در اهانت كسى كه در جميع أغراض تو را مخالفت مىكند . و اين توسط « 52 » گاهى به طرف اهانت مايل‌تر باشد به سبب غلبهء جنايت ، و گاهى به طرف اكرام مايل‌تر به سبب بسيارى موافقت . پس همچنين بايد بود در حق كسى كه طاعت خداى تعالى اقامت نمايد و بر معصيت وى اقدام كند ، و گاهى رضاى او را متعرّض « 53 » باشد و گاهى سخط او را . سؤال دشمنى به چه چيز اظهار توان كرد ؟ جواب اما در قول ، بدان كه گاهى سخن گفتن را با وى منقطع كنى و گاهى سخنان درشت گويى و استخفاف نمايى . و اما در فعل ، بدان كه از سعى در اعانت او قطع كنى و در اسائت « 54 » او سعى نمايى و حاجتهاى او را باطل گردانى . و بعضى از اين سخت‌تر از بعضى است ، و اين بر اندازهء درجات فسق و معصيت است كه از وى صادر مىشود . اما آن چه بر سبيل زلّت رود ، كه معلوم است كه او از آن پشيمان است ، بر آن اصرار ننمايد ، اغماض و پرده پوشيدن در آن اولى . اما آن چه بر آن اصرار كند از كبيره و صغيره : اگر ميان تو و او صحبتى مستحكم باشد ، آن را حكمى ديگر است ، و علما را در آن خلاف است ، و آن بخواهد آمد . اما چون صحبت و حقى مؤكد نباشد ، از ظاهر كردن اثر دشمنى چاره نبود ، اما در اعراض و دور شدن و اندكى التفات به دو ، و اما در استخفاف و او را سخنان درشت گفتن ، و اين سخت‌تر از اعراض است ، و آن
هامش
( 48 ) استرسال ، گشاده‌رويى . ( 49 ) انقباض ، ترشرويى . ( 50 ) تودّد ، دوستى نمودن . ( 51 ) توحّش ، رميده شدن . ( 52 ) توسط ، متوسط بودن ، در حال ترديد قرار گرفتن . ( 53 ) متعرّض ، پيش آينده . ( 54 ) اسائت ( مقابل إحسان ) ، بدى كردن .