بايد رفت ، و در آن چه ميان من و تو است بايد إحسان برزيد « 11 » . و در بعضى روايتها آمده كه با اهل دنيا به اخلاق دنيا زندگانى كن ، و با اهل آخرت به اخلاق آخرت زندگانى كن .
و پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - فرمود : انّ احبّكم إلى اللّه الّذي يألفون و يؤلفون ، و انّ أبغضكم الى اللّه المشّاءون بالنّميمة المفرّقون بين الاخوان ، اى ، دوستترين شما در حضرت خداى تعالى آن كساناند كه ايشان با مردمان و مردمان با ايشان الفت گيرند ، و دشمنترين شما در حضرت خداى تعالى سخن چيناناند كه ميان برادران جدايى اندازند .
و گفت ( ص ) : انّ للَّه تعالى ملكا نصفه من النّار و نصفه من الثّلج يقول : اللّهمّ كما الّفت بين الثّلج و النّار كذلك الّف بين قلوب عبادك الصّالحين ، اى ، خداى - عز و جل - را فريشتهاى است كه نيمهء او از آتش و نيمهء او از برف است و او گويد : اى بار خداى ، چنان كه ميان آتش و برف فراهم آوردهاى همچنان ميان دلهاى بندگان صالح خود فراهم آر .
و نيز گفت ( ص ) : ما أحدث عبد أخا في اللّه الاّ أحدث اللّه له درجة في الجنّة ، اى ، هيچ بندهاى برادرى نو براى خداى تعالى نگيرد كه نه خداى تعالى براى او درجهاى نو در بهشت بنا فرمايد .
و گفت ( ص ) : المتحابّون في اللّه على عمود من ياقوتة حمراء في رأس العمود سبعون ألف غرفة يشرفون على اهل الجنّة يضيء حسنهم لاهل الجنّة كما تضيء الشّمس لاهل الدّنيا ، فيقول اهل الجنّة انطلقوا بنا ننظر إلى المتحابّين في اللّه فيضيء حسنهم لاهل الجنّة كما تضيء الشّمس لاهل الدّنيا عليهم ثياب سندس خضر مكتوب على جباههم المتحابّون في اللّه ، اى ، دوست دارندگان يك ديگر را براى خداى تعالى بر ستونى باشند از ياقوت سرخ ، در سر آن ستون هفتاد هزار غرفه باشد ، و بر اهل بهشت مطّلع « 12 » شوند ، خوبى ايشان اهل بهشت را همچنان روشنايى دهد كه خورشيد اهل دنيا را ، پس اهل بهشت گويند : ما را ببريد تا در دوست دارندگان يك ديگر را براى خداى تعالى بنگريم ، پس خوبى ايشان اهل بهشت را همچنان روشنايى دهد كه خورشيد اهل دنيا را ، بر ايشان باشد جامههايى از ديباى سبز و بر پيشانى ايشان نبشته : المتحابّون في اللّه .
آثار
( 1 ) على بن ابى طالب - رضى اللّه عنه - گفت : بر شما بادا به برادران كه ايشان عدّت دنيا و
هامش
( 11 ) برزيدن ، ورزيدن .
( 12 ) مطّلع ، مشرف .