تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
گفت : هم المتحابّون في اللّه و المتجالسون في اللّه و المتزاورون في اللّه ، اى ، ايشان دوست دارندگان يك ديگرند براى خداى تعالى و همنشينى كنندگان باشند براى خداى تعالى و يك ديگر را زيارت كنندگان‌اند براى خداى تعالى . و فرمود ( ص ) : ما تحابّ اثنان في اللّه الاّ كان احبّهما إلى اللّه اشدّهما حبّا لصاحبه ، اى ، دو تن يك ديگر را براى خداى تعالى دوست ندارند كه نه دوست‌ترين ايشان نزد خداى تعالى آن كس باشد كه دوست داشتن وى قوىتر باشد . و گفته‌اند كه چون دو برادر خدايى باشند كه مقام يكى رفيعتر از ديگرى بود ، آن ديگرى را به مقام آن رفيعتر برند و به وى رسانند ، چنان كه فرزندان را به مادر و پدر ، يا بعضى از اهل را به بعضى رسانند ، زيرا كه اخوّت الهى چون كسب كرده شود كم از عمل ولادت نباشد « 8 » . و حق تعالى گفته است :
أَلْحَقْنا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ ما أَلَتْناهُمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مِنْ شَيْءٍ
« 9 » . اى ، فرزندان را به درجه پدران رسانيم در بهشت چون درجهء پدران عالىتر باشد ، و همچنين [ 169 ] پدران را به درجهء فرزندان چون درجهء فرزندان عالىتر بود ، چون در اصل ايمان مجتمع باشند ، تا چشمشان به ديدار يك ديگر روشن شود ، و بى آن كه نقصان كنيم از درجهء آن كه عالىتر است زيادت كنيم در درجهء آن كه مقام او نازل‌تر است . و پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفت : انّ اللّه عزّ و جلّ يقول : حَقَّتْ مَحَبَّتى لِلَّذينَ يَتَزاوَرونَ مِن اجْلى ، و حَقَّتْ مَحَبَّتى لِلَّذينَ يَتَحابّونَ مِن اجْلى ، و حَقَّتْ مَحَبَّتى لِلّذينَ يَتَباذَلونَ مِن اجْلى ، و حَقَّتْ مَحَبَّتى لِلَّذينَ يَتَناصَرونَ مِن اجْلى ، اى ، خداى - عز و جل - گويد : دوستى من واجب شد مر آن كسان را كه يك ديگر را زيارت كنند از براى من ، و دوستى من واجب شد مر آن كسان را كه يك ديگر را دوست دارند از براى من ، و دوستى من واجب شد مر آن كسان را كه يك ديگر را ببخشند از براى من ، و دوستى من واجب شد مر آن كسان را كه يك ديگر را يارى كنند از براى من . و پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفت : انّ اللّه عزّ و جلّ يقول يوم القيامة اين المتحابّون لجلالى ؟ اليوم اظلّهم في ظلّى و اليوم لا ظلّ الاّ ظلّى ، اى ، خداى - عز و جل - گويد روز قيامت كه كجايند دوست دارندگان يك ديگر را براى جلال من ؟ من امروز ايشان را در ظل خود دارم ، و امروز آن روز است كه ظلى نباشد مگر ظل من .
هامش
( 8 ) در عربى : لم تكن دون اخوّة الولادة . ( 9 ) طور 52 - 51 .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 346 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى