جزيت و ميراث و وجه حلال به دست ايشان نيايد تا شبهت به سبب آميختن حلال ضعيف شود .
طاوس گفت كه من پيش ايشان گواهى ندهم اگر چه بتحقيق دانم ، زيرا كه از تعدى ايشان بر آن كس كه بر او گواهى داده باشم بترسم .
و در جمله رعيت به تباهى پادشاهان تباه شده است ، و پادشاهان به تباهى علما تباه شده . و اگر نه قاضيان بد و نه عالمان بد باشند ، فساد پادشاهان كم شود از بيم انكار ايشان . و براى آن پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفت : لا تزال هذه الامّة تحت يد اللّه و كنفه ما لم تمالى قرّاؤها أمراءها ، اى ، هميشه اين امت در حفظ و كنف الهى باشند تا « 522 » قرّايانشان اميران را يارى ندهند . و قرّاء را بدان ذكر كرده است كه ايشان از علمايى بودهاند كه منبع علم ايشان قرآن است و معانى آن كه از سنت مفهوم مىشود . و آن چه وراى آن است از علمها ، آن پس از ايشان محدث شده است .
و سفيان گفت : با سلطان و با كسى كه با سلطان آميزد مخالطت مكن . و گفت : صاحب قلم و صاحب دوات و صاحب كاغذ و صاحب پوست نى « 523 » كه در دوات بود ، همه شريك يك ديگرند .
و راست گفته است ، چه پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - ده كس را در خمر لعنت فرموده است تا « 524 » شيره بيرون آرنده براى ديگرى و براى خود . و ابن مسعود - رضى اللّه عنه - گفت : آكل الرّبا و مؤكله و شاهداه و كاتبه ملعونون على لسان محمّد - صلّى اللّه عليه و سلم ، اى ، دهنده و ستانندهء ربا و گواهان و نويسندهء آن ملعونانند به زبان محمد - صلّى اللّه عليه و سلم - جابر و عمر از پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - همچنين روايت كردهاند . و ابن سيرين گفت : حامل نامهء سلطان مباش ، تا بدانى كه در او چيست . و خليفهاى از سفيان دواتى خواست كه پيش او بود و او نداد و گفت كه آن گاه بدهم كه بدانم كه چه خواهى نبشت ، و هر كه گرد بر گرد ايشان است از خدمتكاران ، ظالم است همچون ايشان ، و دشمنى همه واجب است براى خداى تعالى . و عثمان زايده را به رى لشكريى پرسيد كه راه كجاست ؟ او هيچ نگفت و خود را كر ساخت ، و بترسيد كه او روى به ظلمى آورده باشد ، و او به نمودن راه معين او بود .
و با فاسقان از بازرگانان و جولاهان و حجّامان و اهل گرمابهها و زرگران و رنگرزان و ديگر پيشهوران اين مبالغتها از سلف نقل نشده است ، با آن چه دروغ و فسق بر ايشان غالب است ،
هامش
( 522 ) تا ، تا وقتى كه .
( 523 ) پوست نى ، ليقه ، در شرح زبيدى : ( و صاحب الطين ) الاحمر ( الذي يختم به ) الكتاب ( و صاحب الليطة ) ( 6 - 150 ) .
( 524 ) تا ، حتى .