اشتعال پذيرفت و قصد كشتن طاوس [ 155 ] كرد . وى را گفتند : تو در حرم خداى و حرم پيغامبر اويى ، اين امكان ندارد . گفت : اى طاوس ، تو را چه بر آن داشت كه چنين كردى ؟ طاوس گفت :
چه كردم ؟ خشم او زيادت شد ، گفت : نعلين بر حاشيهء بساط من بيرون كردى و دست مرا نبوسيدى و مرا با لقب امير المؤمنين نخواندى و به كنيت ياد نكردى و در برابر من بنشستى و گفتى : چگونهاى اى هشام ؟ طاوس گفت : آن چه نعلين در حاشيهء بساط تو بيرون كردم در آن عيبى نيست ، كه من روزى پنج بار پيش بارگاه خداى - عز و جل - نعلين بيرون كنم و او مرا عقوبت نفرمايد و بر من خشم نگيرد . و اما آن چه گفتى كه چرا دست من نبوسيدى ، از على بن ابى طالب - رضى اللّه عنه - شنيدم كه مىگفت : لا يحلّ لرجل ان يقبّل يدي احد الاّ يد امرأته بشهوة او ولده برحمة ، اى ، حلال نباشد مردى را كه دست كسى ببوسد مگر دست زن خود به شهوت يا فرزند خود به رحمت .
و اما آن چه گفتى كه امير المؤمنين ، من ندانم كه همهء مردمان به امارت تو راضىاند يا نه ، پس نخواستم كه دروغ گويم . و آن چه گفتى چرا مرا به كنيت ياد نكردى ، حق تعالى دوستان خود را به نام ياد كرد و گفت : يا داود ، يا يحيى ، يا عيسى ، و دشمنان را به كنيت ياد كرد و گفت : تبّت يدا ابى لهب . و آن چه گفتى چرا در برابر من بنشستى ، من از امير المؤمنين على - رضى اللّه عنه - شنيدم كه مىگفت : إذا أردت ان تنظر إلى رجل من اهل النّار فانظر إلى رجل جالس و حوله قوم قيام ، اى ، چون خواهى كه مردى را از اهل آتش بينى ، مردى نشسته را ببين و « 478 » گرد بر گرد او گروهى ايستاده بر پاى .
پس هشام گفت : مرا پندى ده . گفت : از امير المؤمنين على - كرم اللّه وجهه - شنيدم كه در دوزخ مارانند چون كوهها و كژدماناند چون استران ، هر اميرى كه با رعيت خود عدل نكند وى را بگزند . پس بر خاست و بگريخت .
و سفيان ثورى گفت كه مرا پيش بو جعفر منصور بردند در منا و او گفت : حاجتى بخواه .
گفتم : از خدا بترس كه زمين را از ظلم و جور پر كردهاى . گفت : سر به زير افكند ، پس سر بر آورد و گفت : حاجتى بخواه . گفتم : همانا بدين مرتبت به شمشيرهاى مهاجران و انصار رسيدى و مىبينى كه فرزندانشان از گرسنگى مىميرند ، پس از خداى بترس و حقوق آنان را بديشان برسان . پس سر به زير افكند ، پس سر بر آورد و گفت : حاجتى بخواه . گفتم : عمر خطاب - رضى اللّه عنه - حج كرد و خازن خود را گفت : چند خرج كردهاى ؟ گفت : ده درم و اندى . و اينجا
هامش
( 478 ) در حالى كه .