تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢
ساخت . شافعى يك روز آن تذكره را بگرفت و لونى ديگر به خط خود بر آن الحاق كرد ، و چون زعفرانى آن لون ديد ، گفت : من اين لون نفرمودم . مطبخى خط شافعى عرضه داشت ، زعفرانى بدان خوشدل شد ، و از شادى اقتراح شافعى وى را « 71 » آزاد كرد . و أبو بكر كتّانى گفت : بر سرىّ « 72 » رفتم ، او نان كوفته چون پست « 73 » بياورد و نيمهء آن در قدح كردن گرفت ، گفتم : اين چه مىكنى اين همه را من به يك دفعت بياشامم . بخنديد و گفت : اين تو را به ازحجى باشد . و يكى از ايشان گفت خوردن سه نوع بود : با درويشان به ايثار ، و با دوستان به انبساط ، و با ابناى دنيا به أدب .

أدب سوم آن كه مزور زاير را گويد كه آرزو مىكن ،

( 1 ) و اقتراح او التماس مىنمايد ، كه آن خوب است و در آن مزد بسيار است و فضل بسيار . پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفت : من صادف من أخيه شهوة فقضاها غفر له و من سرّ أخاه المؤمن فقد سرّ اللّه عزّ و جلّ ، اى ، هر كه از برادر خويش آرزويى يابد و آن را روا كند آمرزيده شود ، و هر كه برادر مؤمن خود را شاد كند رضاى حق تعالى حاصل كرده باشد . و جابر از پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - روايت كرد : من لذّذ أخاه بما يشتهي كتب اللَّه له ألف ألف حسنة و محا عنه ألف ألف سيّئة و رفع له ألف ألف درجة و أطعمه اللَّه من ثلاث جنان جنّة الفردوس و جنّة عدن و جنّة الخلد ، اى ، هر كه به برادر خود مزه رساند به آن چه آرزوى وى بود ، حق تعالى براى او هزار هزار حسنه نويسد و هزار هزار سيّئة محو كند و هزار هزار درجه بر آرد و از سه بهشت وى را طعام دهد : فردوس و عدن و خلد .

أدب چهارم آن كه زاير را نگويد كه « طعام بيارم ؟ »

( 2 ) بل اگر باشد در حال بياورد . ثورى گفت : چون برادرى به زيارت تو آيد مگو كه « چيزى بيارم ؟ » بل بيار ، اگر بخورد فهو المطلوب و الاّ بردار . اگر طعام نخواستى داد ، نبايد كه به ايشان ظاهر كند و صفت آن بگويد . ثورى گفت : چون خواهى كه عيال خود را طعامى كه مىخورى ندهى ، حديث آن با ايشان مكن ، و بايد كه آن را با تو نبينند . و يكى از صوفيان گفت : چون فقرا بر تو آيند طعام پيش آر ، و چون فقها آيند مسئله بپرس ، و چون قرّا آيند محراب بديشان نماى .
هامش
( 71 ) مطبخى را . ( 72 ) سرىّ سقطى . ( 73 ) پست ، آرد ، « نان كوفته چون پست » در ترجمهء « فتيت » ( نان ريزه ) آمده است .