در ديگر علمها محقّق شود . و كمتر عقوبتى منكر آن را آن است كه از آن محروم بود . و او علم صدّيقان و مقرّبان است ، و عبارت است از نورى كه در دل پيدا آيد ، چون از صفات نكوهيده پاك شود . و بدان نور روشن گردد كارهايى كه نامهاى آن شنيده باشد و آن را معنيهاى مجمل ناروشن توهّم كرده ، تا به حدى كه حاصل شود وى را معرفت حقيقى به ذات حق تعالى ، و صفات تامّات و افعال او ، و حكمت او در آفريدن آخرت و دنيا ، و وجه مرتب گردانيدن آخرت و دنيا ، و معرفت پيغامبرى و پيغامبر ، و معرفت فريشتگان و ديوان ، و كيفيت دشمن داشتن ديو آدمى را ، و كيفيت ظاهر شدن فريشته بر پيغامبران ، و كيفيت رسيدن وحى بديشان ، و شناختن ملكوت آسمان و زمين ، و شناختن دل ، و بر هم زدن « 74 » لشكرهاى فريشتگان و ديوان ، و دانستن فرق ميان الهام فريشته و وسوسهء ديو ، و معرفت آخرت و بهشت و دوزخ ، و عذاب گور و صراط و ترازو ، و معنى قول حق تعالى :
كَفى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً
« 75 » ، و قول او تعالى :
وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ
« 76 » ، و معنى لقاء حق تعالى و ديدن وجه كريم وى ، و معنى نزديكى به دو و نزول در جوار او ، و معنى حاصل شدن نيكبختى به مرافقت ملأ اعلى و مقاربت فريشتگان مقرّب و پيغامبران ، و معنى تفاوت درجات بهشتيان تا به حدى كه بعضى مر بعضى را چنان بينند كه ستارهء روشن را از آسمان ، و چيزهاى ديگر كه تفصيل آن دراز است . چه مردمان را در معانى اين كارها ، پس از آن چه اصول آن را تصديق كردهاند ، مقامات است .
رأى طايفهاى آن است كه اين جمله چيزها مثالهاست ، و آن چه حق تعالى [ مر ] بندگان صالح خود را ساخته است چيزى است كه هيچ چشم نديده است و هيچ گوش نشنيده و در هيچ خاطر نگشته ، و با خلق از بهشت چيزى نيست مگر نامها و صفتها . و [ رأى ] جماعتى آن كه بعضى از آن ، مثالهاست ، و بعضى موافق آن حقايق است كه از آن ألفاظ مفهوم است . و رأى گروهى آن كه غايت معرفت حق تعالى اعتراف است به عجز از معرفت وى . و بعضى در معرفت وى دعويهاى بزرگ مىكنند ، و بعضى مىگويند كه حد معرفت وى همان است كه اعتقاد كل عوام بدان رسيده ، و آن آن است كه او موجودى است عالم ، قادر ، سميع ، بصير ، متكلم .
پس ما به علم مكاشفه ، آن مىخواهيم كه پرده بر خيزد تا حق صريح در اين كارها روشن شود ، روشن شدنى كه چون معاينه بود ، كه در آن هيچ شك نماند . و اين در گوهر مردم ممكن
هامش
( 74 ) در عربى : و كيفية تصادم .
( 75 ) إسراء 17 - 14 .
( 76 ) عنكبوت 29 - 64 .