تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
باك است . و مثال اين ، احتراز است از حكايت احوال مردمان گفتن ، از بيم آن كه در غيبت شروع كند ، و باز بودن از خوردن مشتهيات ، اگر چه مباح باشد ، از بيم آن كه نشاط و انباردگى « 71 » را هيجان حاصل شود ، و به ارتكاب محظور انجامد . مرتبهء چهارم ورع صدّيقان است ، و آن روى گردانيدن است از هر چه جز خداى است - جل جلاله - از بيم آن كه يك ساعت از عمر صرف شود در چيزى كه از آن زيادت نزديكى به خداى - عز و جل - حاصل نشود ، و اگر چه به قطع و يقين داند كه به حرامى نه انجامد . و كلّ اين مراتب از نظر فقيه بيرون است ، مگر مرتبهء اول ، و آن ورع گواهان و قاضيان است و آن چه عدالت را باطل مىكند ، و قيام نمودن بدان دافع بزه آخرت نباشد . قال - عليه السلام - لوابصة : استفت قلبك و ان أفتوك و أفتوك . و معنى آن است كه اگر در دل اهل [ 34 ] بصيرتى از چيزى حزازتى باشد ، اگر چه مفتيان به حل آن فتوى دهند ، وى را بر آن اقدام نبايد نمود . و فقيه در حزازت دل و كيفيت عمل بدان سخن نگويد ، بل در چيزى كه عدالت بدان ساقط شود سخن گويد و بس . پس كل نظر فقيه به دنيايى كه صلاح راه آخرت بدان است باز بسته است ، و اگر در [ چيزى از ] صفات دل و احكام آخرت سخن گويد ، در آن طفيلى و اجنبى باشد . چنان كه اگر در طب و حساب و نحو و كلام سخن گويد ، و چنان كه حكمت در نحو و شعر در آيد . و سفيان ثورى - كه در علم ظاهر امام بوده است - گفتى كه طلب اين فقه از زاد آخرت نيست . و چگونه بر اين جمله نباشد كه اتفاق است كه شرف در علم بدان است كه بر آن كار كند ، پس چگونه گمان توان برد كه آن ، علم لعان « 72 » و ظهار « 73 » و سلم و اجارت و صرف باشد ؟ و هر كه اين كارها بياموزد تا به كردن آن به خداى - عز و جل - تقرب نمايد ، ديوانه بود . و عمل جز به دل و
هامش
( 71 ) انباردگى ، انباشتگى ، فرط مال و كثرت منال . ( 72 ) لعان ، ملاعنه ، مرد به زن آبستن خود تهمت بزند و سپس چهار مرتبه بگويد « سوگند به خدا كه راست مىگويم . » و در مرتبهء پنجم بگويد « نفرين خدا بر من اگر دروغ بگويم . » بعد زن چهار مرتبه در تكذيب ادعاى شوهرش سوگند ياد كند و در مرتبهء پنجم بگويد « نفرين خدا بر من اگر شوهرم راست بگويد » پس از آن مرد اعلام مىكند كه بچه از او نيست و ميان آنها طلاق واقع مىشود ( ترجمهء مفاتيح العلوم ) . ( 73 ) ظهار ، مردى به زنش بگويد : أنت علىّ كظهر امّى ( تو همچون پشت مادرم هستى ) ، در اين صورت آن زن بر او حرام مىشود ( ترجمهء مفاتيح العلوم ) .