تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
اما اسلام سخن فقيه در صحت و فساد آن باشد ، و در شروط آن . و التفات وى در آن جز به زبان نبود . اما دل از ولايت فقيه بيرون است ، چه پيغامبر - عليه السلام - ارباب شمشير و سلطنت را از آن معزول كرده است . چه در حديث آمده است كه [ غازييى ] شخصى را كه در حال جنگ كلمهء طيّبه بر زبان راند بكشت . پيغامبر - عليه السلام - بر آن غازى عتاب فرمود ، و او عذر خود بر اين جمله به تمهيد رسانيد كه وى از بيم شمشير اين كلمه بر زبان راند . پيغامبر فرمود : هلّا سققت عن قلبه ؟ يعنى اطلاع بر حال دل ميسر نيست . پس در حكم دنيا به ظاهر اكتفا بايد نمود ، بل فقيه حكم كند به صحت اسلام كسى كه در سايهء شمشير اسلام آرد ، با آن چه مىداند كه شمشير شبهتى را از وى كشف نكرده باشد ، و پردهء جهل و حيرت را از دل وى برنداشته . و لكن فقيه مشير و معلّم صاحب شمشير است ، چه دست در مال وى گشاده است و تيغ براى گردن وى كشيده ، و اين كلمه بر زبان راندن رقبه و مال وى را نگاه مىدارد تا آن گاه كه وى را رقبه و مال است . و اين در دنياست . و براى آن پيغامبر - عليه السلام - گفته است : أمرت ان أقاتل النّاس حتّى يقولوا لا إله الاّ اللّه فإذا قالوها فقد عصموا منّى دماءهم و أموالهم . اثر آن كلمه گفتن را در عصمت خون و مال تعيين فرموده . و اما در آخرت ، مجرد اقوال را نفعى نباشد بل در آن ، انوار دلها و اسرار و اخلاص آن منفعت كند ، و آن از فن فقه نيست . و اگر فقيهى در آن خوض كند همچنان بود كه در فن كلام و طب خوض كرده باشد ، و از فن خود بيرون آمده . و اما نماز هر كه صورت اعمال آن با ظاهر شروط به جاى آرد فقيه به صحت نماز وى فتوى دهد ، اگر چه در كل نماز از اول آن تا به آخر غافل بوده باشد و مشغول به تفكر در حساب معاملات بازار ، مگر به وقت تكبير . و اين نماز در آخرت بس منفعتى نكند ، چنان كه مجرد قول در اسلام منفعت نكند ، و لكن فقيه به صحت آن فتوى دهد ، اى ، بدين چه بكرد ، فرمانبردارى صيغهء امر حاصل شد ، و كشتن يا تعزير از وى بر افتاد . و اما خشوع و حضور دل كه كار آخرت است ، و عمل ظاهر بدان منفعت كند ، فقيه متعرض آن نباشد ، و اگر تعرض آن كند از فن خود بيرون آمده بود . و اما زكات فقيه در آن نگرد كه طلب سلطان بدان منقطع شود ، تا به حدى كه اگر كسى