تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 743

مساهمون:

ص٧٤٣
و عمل من بدان مرتبه نمىرسد . و بر اين حديث اندك مدتى برنيامد كه جبرئيل وحى آورد و گفت كه فلان را اخبار كن كه حق تعالى تو را از آتش زينهار داد و به دخول بهشت حكم فرمود . و آمده است كه جبرئيل پيغامبر را گفت كه ابن عمر نيكو مردى است اگر شب نماز گزارد . و پيغامبر از آن وى را اخبار فرمود . پس از آن بر قيام شب مداومت نمودى . نافع ربيع گفت « 175 » كه شب نماز گزاردى ، پس از من پرسيدى كه به سحر رسيديم ؟ من گفتمى : نى . باز به نماز مشغول شدى ، آن گاه باز پرسيدى كه به سحر رسيديم ؟ گفتمى : آرى . پس بنشستى و استغفار مىكردى تا صبح صادق بدميدى . و على بن ابى الخير گفت كه يحيى زكريا - عليهما السلام - از نان جو سير شد و بخفت و وردى از او فوت گشت ، تا آن گاه كه بامداد كرد . پس حق تعالى به دو وحى فرستاد كه اى يحيى سرايى به از سراى من يافتى ، يا جوارى به از جوار من ديدى ؟ به عزت من اى يحيى كه اگر بر فردوس مطّلع شوى « 176 » از اشتياق بگدازى و هلاك شوى ! و اگر دوزخ را بينى از بيم بگدازى و هلاك گردى ، و از چشم تو پس از اشك زرداب روان شود ، پس از آن پلاس آهن درپوشى ! و پيغامبر را گفتند كه فلان كس شب نماز گزارد و روز دزدى كند . گفت : زود باشد كه نماز وى را از آن چه مىگويى باز دارد . و گفت : رحم اللّه رجلا قام من اللّيل فصلّى ثمّ ايقظ امرأته فصلّت و ان أبت نضح في وجهها الماء ، و رحم اللّه امرأة قامت من اللّيل فصلّت ثمّ أيقظت زوجها فصلّى فان ابى نضحت في وجهه الماء ، اى ، رحمت كند خداى بر مردى كه شب برخيزد و نماز كند ، پس قوم خود را بيدار گرداند و او نيز نماز گزارد ، و اگر امتناع نمايد آب بر روى وى زند ، و رحمت كند خداى - عز و جل - بر زنى كه شب برخيزد و نماز كند ، پس شوى خود را بيدار كند و او نيز در نماز آيد ، و اگر امتناع كند آب بر روى وى زند . و گفت : من استيقظ من اللّيل و ايقظ امرأته فصلّيا ركعتين كتبا من الذّاكرين اللّه كثيرا و الذّاكرات ، اى ، هر كه شب بيدار شود و قوم خود را بيدار كند و دو ركعت نماز گزارند ، ايشان را از جمله مردان و زنانى كه ذكر بسيار گويند ثبت كنند . گفت : افضل الصّلاة بعد المكتوبة قيام اللّيل ، اى ، فاضل‌تر نمازى پس از فريضه قيام شب است . و عمر - رضى اللّه عنه - روايت كرد كه پيغامبر - عليه السلام - گفت : من نام عن حزبه او شيء
هامش
( 175 ) در شرح زبيدى : ( قال نافع ) مولى ابن عمر . ( 176 ) اگر به فردوس از بالا بنگرى ، اطّلاع ، از بلندى سركشى كردن براى تماشا .