ببرد و پايانش را پاكيزه دارد ] . « 96 » و انس « 97 » را پرسيدند از كسى كه ميان عشائين بخسبد ، گفت : نبايد ، چه تتجافى جنوبهم عن المضاجع در حق آن ساعت نازل شده است . و فضيلت احيا ما بين العشائين در باب دوم بخواهد آمد .
و ترتيب اين وردها آن است كه پس از نماز شام ، اول دو ركعت بگزارد و در آن
قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ
، وَ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
بخواند - و گزاردن آن در عقب نماز شام بايد بى تخلّل « 98 » كارى و سخنى باشد - پس چهار ركعت دراز بگزارد ، و تا غايب شدن شفق چندان كه تواند نماز كند . و اگر مسجد به خانه نزديك باشد ، باكى نبود كه در خانه گزارد اگر عزم آن ندارد كه در مسجد معتكف باشد . و اگر عزم آن دارد كه در انتظار نماز خفتن اعتكاف نمايد ، آن فاضلتر چون از تصنع و ريا ايمن باشد .
ورد دوم به دخول وقت نماز خفتن درآيد تا حد خفتن مردمان ،
( 1 ) و آن اول غلبهء تاريكى است ، و حق تعالى بدان قسم ياد كرده است و گفته :
وَ اللَّيْلِ وَ ما وَسَقَ
، « 99 » اى ، آن چه از تاريكى فراهم آرد . و گفته :
إِلى غَسَقِ اللَّيْلِ
« 100 » اى ، تا تاريكى شب ، و آن وقت فراهم آمدن تاريكى است . و ترتيب اين ورد به رعايت سه كار بود :
اول آن كه بيرون « 101 » فرض نماز خفتن ده ركعت بگزارد : چهار پيش از فرض ، كه بدان ميان بانگ نماز و اقامت را احيا كند ، و شش پس از فرض : اول دو ركعت ، پس چهار . و آيتهاى مخصوص چون آخر بقره و آية الكرسي و اول حديد [ و آخر حشر ] و غير آن بخواند .
دوم آن كه سيزده ركعت نماز كند ، آخر آن وتر باشد . چه اين بيشتر نمازى است كه از پيغامبر - عليه السلام - روايت كردهاند كه در شب گزارده است ، و زير كان اول شب بكردهاند و اصحاب
هامش
( 96 ) در هر سه نسخهء بريتانيا و مجلس و لنينگراد : . . . كه آن لغوهاى روز و خواب آخر شب را ببرد . امّا در شرح زبيدى : اى تسقط اللغو و تصفي آخره .
( 97 ) انس بن مالك .
( 98 ) تخلّل ، در ميان آمدن .
( 99 ) انشقاق 84 - 17 .
( 100 ) إسراء 17 - 78 .
( 101 ) بيرون ، سواى .