تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 642

مساهمون:

ص٦٤٢
اى ، حق تعالى اول بنده را به توفيق ياد كند [ 490 ] تا در ذكر آيد و چون در ذكر آمد حق تعالى وى را به مغفرت ياد فرمايد . و در مجاهده همچنين اول به مجاهده راه نمايد ، و چون مجاهده كرد به خود هدايت فرمايد ، و [ مجاهده ] در ميان دو هدايت بود . و در اين آيت لطيفه‌اى ديگر است ، و آن تقديم ذكر است بر شكر . چه ذكر به ذات وى مشغول شدن است ، و شكر به نعمت وى . و اشتغال به ذات وى به از آن باشد كه اشتغال به نعمت وى . و چون در اين آيت ذكر مطلق فرمود ، در آيات ديگر به كميت و كيفيت ذكر ياد كرد . و گفت :
اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثِيراً
. « 8 » و گفت :
فَإِذا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفاتٍ فَاذْكُرُوا اللَّهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرامِ وَ اذْكُرُوهُ كَما هَداكُمْ
( الآية ) « 9 » . و گفت :
فَإِذا قَضَيْتُمْ مَناسِكَكُمْ فَاذْكُرُوا اللَّهَ كَذِكْرِكُمْ آباءَكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْراً
. « 10 » مترجم مىگويد كه مفسران در تشبيه ذكر خداى به ذكر پدران وجهها گفته‌اند . اينجا بر بعضى كه خوب‌تر است اقتصار نموده شود تا تطويل از حد نگذرد . يكى آن كه اگر كسى را به دو پدر يا بيش از آن نسبت كنند ، هر آينه از آن انفت نمايد . پس همچنين خداى را به وحدانيت ياد بايد كرد ، چه انفت از آلههء « 11 » بسيار اولى ، و براى اين فرمود : او اشدّ ذكرا . دوم آن كه آدمى در ظاهر از پدر موجود شده است ، اما در حقيقت از قدرت الهى است . پس همچنين كه ظاهر را ياد مىكنيد حقيقى را ياد بايد كرد ، بل اولى ، و براى اين گفت : او أشدّ ذكرا . سوم آن كه اگر از راه تقصير چنان ياد نمىتوانيد كرد كه پسران را ياد كنند ، چنان ياد بايد كرد كه پدران را ياد كنيد . « 12 » و در عقب او اشدّ ذكرا براى اين ايراد فرموده است و در لفظ او أشدّ ذكرا بحثى اعرابى است كه لايق اين مقام نتواند بود . و گفت :
الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ
. « 13 » و گفت :
فَإِذا قَضَيْتُمُ الصَّلاةَ فَاذْكُرُوا اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِكُمْ
« 14 » ابن عباس گفت : اى ، در شب و روز ، و بر و بحر ، و سفر و حضر ، و توانگرى و درويشى ، و تندرستى و رنجورى ياد كنند . مترجم مىگويد كه بعضى محققان گفته‌اند كه حق تعالى ديگر عبادات را حدى معلوم
هامش
( 8 ) أحزاب 33 - 41 . ( 9 ) بقره 2 - 198 . ( 10 ) بقره 2 - 200 . ( 11 ) نسخهء مجلس : انفت از آبا . آلهة ( ج إله ) ، خدايان . ( 12 ) در نسخهء مجلس : اگر از راه تقصير چنان ياد نمىتوانند كرد كه پسر آن را ياد كند چنان ياد بايد كرد كه پدر آن را ياد كند . ( 13 ) آل عمران 3 - 191 . ( 14 ) نساء 4 - 103 .