تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 625

مساهمون:

ص٦٢٥
بطش « 181 » و انتقام . و اعتبار مشاهدهء كلمات و صفات دل در احوال مختلف بگردد ، « 182 » [ 479 ] و به حسب هر حالتى مستعد شود كشف چيزى را كه مناسب و مقارب « 183 » آن حالت باشد ، چه مستحيل « 184 » است كه چون شنيده مختلف باشد حال شنونده يكى بود ، و شنيده مختلف است ، چه در او سخن خشم و خشنودى و انعام و انتقام اوست ، و سخن جبارى متكبر است كه از هيچ چيز باك ندارد ، و سخن حنّانى « 185 » متعطّف « 186 » كه هيچ كس را مهمل نگذارد .

باب چهارم در فهم قرآن ، و تفسير آن به رأى بىنقل

( 1 ) شايد كه گويى كه در باب سابق در فهم اسرار قرآن و آن چه ارباب دلهاى پاك را از معانى آن منكشف گردد مبالغت نموده‌اى و در تعظيم آن اطناب واجب داشته‌اى ، و چگونه آن روا باشد ، كه پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - مىفرمايد : من فسّر القرآن برأيه فليتبوّأ « 187 » مقعده من النّار . و براى اين معنى ، مفسران [ ظاهر ] تشنيع كرده‌اند بر اهل تصوف ، كه در تأويل كلمات قرآن به خلاف آن چه از ابن عباس و ديگر مفسران آمده است تصرف نموده‌اند ، و گفته كه آن تصرف كفر است . پس اگر اين تشنيع « 188 » و تكفير درست است ، فهم قرآن را جز حفظ تفسير آن ، چه معنى باشد ؟ و اگر درست نيست ، قول پيغامبر را : من فسّر القرآن برأيه فليتبوّأ مقعده من النّار ، چه معنى بود ؟ بدان آن كس كه گفته است كه قرآن را جز تفسير ظاهر معنيى نيست ، او از حد نفس خويش اخبار كرده است ، و او در آن چه از خود اخبار مىكند مصيب است ، و لكن بدانچه همهء خلق را بدين درجه كه حد اوست باز مىآرد مخطى است . بل اخبار و آثار دليل است بر آن كه ارباب فهم را در معانى قرآن متّسعى عظيم است . على - رضى اللّه عنه - گفت : الاّ ان يؤتى اللّه عبدا فهما في القرآن . « 189 » و اگر جز ترجمهء منقول چيزى ديگر نيست ، آن فهم چه باشد ؟ و
هامش
( 181 ) بطش ، سخت گرفتن ، كيفر دادن . ( 182 ) گرديدن ، تغيير كردن . ( 183 ) مقارب ، نزديك . ( 184 ) مستحيل ، ناممكن . ( 185 ) حنّان ، خداوند رحمت . ( 186 ) متعطّف ، مشفق و مهربان . ( 187 ) تبوّأ ، جاى گرفتن . ( 188 ) تشنيع ، زشت گفتن ، سرزنش . ( 189 ) مگر در آن حد كه خداوند به بنده‌اى از فهم قرآن ارزانى مىدارد .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 625 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى