تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 622

مساهمون:

ص٦٢٢
و اما مجرد جنبش زبان اندك فايده باشد ، بل خوانندهء به زبان و معرض از عمل سزاوار است كه او مراد باشد در اين آيت :
وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى
« 169 » و آيت ديگر :
كَذلِكَ أَتَتْكَ آياتُنا فَنَسِيتَها وَ كَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسى
« 170 » اى ، آن را بگذاشتى و در آن ننگريستى و از آن باك نداشتى ! چه ، كسى كه در كارى تقصير كند گويند فراموش كرد . زيرا كه حقّ خواندن قرآن آن باشد كه زبان و عقل و دل در آن شريك باشند . و نصيب زبان تصحيح حرفها باشد به خواندن مبيّن ، و نصيب عقل تفسير معانى ، و نصيب دل پند گرفتن و اثر پذيرفتن به باز بودن از بدى و فرمانبردارى نمودن در نيكى . پس زبان پند دهنده باشد ، و عقل ترجمه كننده ، و دل پند پذيرنده .

نهم - ترقى

( 1 ) و بدين آن مىخواهيم كه ترقى كند تا سخن از حق تعالى شنود نه [ 477 ] از خود . درجات قرائت سه است : [ يكى ] آن است كه تقدير كند كه بر حق تعالى مىخواند و پيش او ايستاده است و او در وى نظر مىفرمايد و از وى استماع مىكند . و در اين تقدير حال تملق و سؤال باشد و تضرع و ابتهال . دوم آن كه به دل چنان مشاهده كند كه پروردگار او به الطاف خود او را خطاب مىفرمايد و به انعام و إحسان خود با وى راز مىگويد . پس مقام او شرم و تعظيم باشد و گوش داشتن و فهم [ كردن ] . سوم آن كه در كلام متكلم « 171 » را بيند ، و در كلمات صفات را . و در نفس خود و خواندن او و تعلق انعام الهى به دو ، از آن روى كه منعم عليه است ، ننگرد ، بل همتش بر متكلم مقصور باشد و فكرتش بر او موقوف ، تا چنانستى كه مستغرق مشاهدهء متكلم است كه به غيرى نپردازد . و اين [ درجهء ] مقربان است ، و آن چه پيش از اين گفتيم درجهء اصحاب يمين ، و آن چه بيرون اين است درجهء غافلان است . و از درجهء عليا [ جعفر بن محمد صادق رحمه اللّه ] اخبار كرده است و گفته كه حق تعالى در كلام خود بر خلقان تجلى فرموده است ، و لكن ايشان نمىبينند . و در نماز وى را
هامش
( 169 ) طه 20 - 124 . ( 170 ) طه 20 - 126 . ( 171 ) متكلم ، خداى تعالى .