دايرهء حاكيان « 149 » [ كلام او ] بيرون آيد ، چه در حال خواندن
إِنِّي أَخافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ
، « 150 » اگر خائف نباشد حاكى بود ، و در وقت گفتن :
عَلَيْكَ تَوَكَّلْنا وَ إِلَيْكَ أَنَبْنا
، « 151 » اگر توكل و انابت را ملابست ننمايد هم حكايت [ كننده ] باشد . و چون بخواند
وَ لَنَصْبِرَنَّ عَلى ما آذَيْتُمُونا
« 152 » بايد كه حال او صبر باشد يا عزيمت آن ، تا حلاوت تلاوت بيابد . و اگر بدين صفتها نباشد و در دل او اين حالها نبود ، نصيب او از خواندن جنبيدن زبان باشد ، با آن چه نفس خود را صريح لعنت مىكند و به غفلت و اعراض و استحقاق مقت منسوب [ 475 ] مىگرداند در قول خداى - عز و جل :
أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ
« 153 » و در قول او :
كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ
« 154 » و در قول او :
وَ هُمْ فِي غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ
« 155 » و در قول او :
فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنا وَ لَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَياةَ الدُّنْيا
« 156 » و در قول او :
وَ مَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ
« 157 » و ديگر آيتها ، و داخل مىشود در آيت
وَ مِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لا يَعْلَمُونَ الْكِتابَ إِلَّا أَمانِيَّ
، « 158 » اى ، ندانند مگر خواندن مجرد ، و در آيت
وَ كَأَيِّنْ مِنْ آيَةٍ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْها وَ هُمْ عَنْها مُعْرِضُونَ
. « 159 » زيرا كه قرآن مبين آن آيتهاست كه در آسمان و زمين است ، و هر كه از آن درگذرد و بدان متأثر نشود ، از آن اعراض نموده باشد .
و براى آن گفتهاند كه هر كه به [ اخلاق ] قرآن متصف نباشد ، چون قرآن خواند حق تعالى وى را ندا فرمايد كه تو را بر سخن من چه كار ؟ تو از من اعراض نمودهاى ، اگر به من باز نگردى سخن من بگذار ! و مثال عاصى ، چون قرآن خواند و آن را مكرر گرداند مثال كسى باشد كه نامهء پادشاه هر روز بارها بخواند و پادشاه در آن نامه آبادان گردانيدن ممالك فرموده باشد ، و او به خراب كردن آن مشغول بود و بر خواندن نامه اقتصار نموده . و چون به مخالفت پادشاه مشغول است ، اگر نامه نخواند شايد كه از استهزا و استحقاق مقت دور تر باشد . و براى اين ، يوسف أسباط گفت كه من قصد خواندن قرآن كنم و چون يادم آيد كه در آن چه چيز است ، از مقت خداى بترسم و به تسبيح و استغفار رجوع كنم .
و آن كه از اعمال « 160 » اعراض نمايد ، به آيت
فَنَبَذُوهُ وَراءَ ظُهُورِهِمْ وَ اشْتَرَوْا بِهِ ثَمَناً قَلِيلًا فَبِئْسَ
هامش
( 149 ) حاكى ، حكايت كننده ، روايت كنندهء بىتفكر .
( 150 ) انعام 6 - 15 .
( 151 ) ممتحنه 60 - 4 .
( 152 ) إبراهيم 14 - 12 .
( 153 ) هود 11 - 18 .
( 154 ) صف 61 - 3 .
( 155 ) انبياء 21 - 1 .
( 156 ) نجم 53 - 29 .
( 157 ) حجرات 49 - 11 .
( 158 ) بقره 2 - 78 .
( 159 ) يوسف 12 - 105 .
( 160 ) از عمل به قرآن .