تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 615

مساهمون:

ص٦١٥
درجات بود در اين آيت داخل شود :
وَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ حَتَّى إِذا خَرَجُوا مِنْ عِنْدِكَ قالُوا لِلَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ ما ذا قالَ آنِفاً أُولئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ
« 116 » و طابع « 117 » دلها اين موانع فهم است كه ياد خواهيم كرد . و گفته‌اند كه مريد مريد نباشد تا آن چه مىخواهد در قرآن بيابد و به قرآن كمى را از افزونى بشناسد و به خداوند از بندگان بىنياز شود .

ششم - تخلّى از موانع فهم

( 1 ) چه بيشتر مردمان از فهم معانى قرآن باز ماندند به سببها و حجابها كه ديو بر دل ايشان فرو هشته است ، و عجايب اسرار قرآن بر ايشان پوشيده گشته . پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - گفت : لو لا انّ الشّياطين يحومون على قلوب بنى آدم لنظروا إلى الملكوت ، اى ، اگر نه آنستى كه ديوان بر دل فرزندان آدم مىگردند هر آينه ملكوت را بديدندى . و معانى قرآن از جملهء ملكوت است . و هر چه از حواس غايب است و دريافت آن بر نور بصيرت موقوف ، از ملكوت است . و حجابهاى فهم چهار است : اول آن كه همت در تحقق حروف مصروف باشد تا آن را از مخارج آن بيرون آرد . و متولى نگاه داشت اين شيطانى است كه بر قرّاء موكّل است ، ايشان را از معانى كلام خداى دور مىاندازد و هميشه به بازگردانيدن [ حرف ] جرئت مىفرمايد و بديشان چنان مىنمايد كه از مخرج آن بيرون نيامده است . و تأمل اين كس [ 471 ] بر مخارج حروف مقصور مىباشد ، پس چگونه معانى وى را منكشف شود ؟ و هر كه مثل اين تلبيس را منقاد شود ، بزرگترين ضحكه باشد ديو را . دوم آن كه معتقد بود مذهبى را كه بتقليد شنيده باشد ، و هم بر آن بيفسرده ، « 118 » و تعصب براى آن در نفس او ثابت گشته به مجرد آن چه شنيده را متابعت كند بىآنكه از راه بصيرت و مشاهده بدان رسد . و اين شخصى باشد كه او را معتقد او مقيّد گردانيده بود از درگذشتن « 119 » آن ، و امكان ندارد كه جز معتقد او در خاطر درآيد ، و نظر او بر شنيده موقوف بود . و اگر از دور برقى بدرفشد و
هامش
( 116 ) محمد 47 - 16 . ( 117 ) طابع ، مهر زننده . ( 118 ) افسردن ، منجمد شدن . ( 119 ) در گذشتن ، صرف نظر كردن .