تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 572

مساهمون:

ص٥٧٢
مناقض خوشخويى ، و همت را در حال تفرقه كند . سفيان گفت : هر كه فحش گويد حجّش تباه شود . و پيغامبر - عليه السلام - خوش سخنى و نان دهى را از اسباب قبول حج شمرده است . و مراء ضد خوش سخنى است . پس نبايد كه بر رفيق و شتربان و غير ايشان بسيار اعتراض كند ، بل با رفيقان راه خداى طريق نرمى و تواضع گزيند . و خوشخويى را لازم گيرد . و خوشخويى آن نيست كه رنج خود از ديگران باز دارد ، بل آن است كه رنج ديگران احتمال « 171 » كند . و گفته‌اند كه سفر را بدان سفر خوانند كه سفر عن اخلاق الرّجال ، اى ، اخلاق مردان ظاهر گرداند . و براى اين معنى ، چون شخصى در خدمت عمر دعوى معرفت مردى كرد ، فرمود كه در سفر با وى مصاحبت كرده‌اى كه بدان بر مكارم اخلاق دليل توان گرفت ؟ گفت : نى . فرمود كه نپندارم كه تو وى را بشناسى . پنجم اگر تواند پياده رود ، چه آن فاضل‌تر . عبد اللّه عباس در حال وفات پسران را وصيت كرد كه پياده حج كنيد ، چه پياده را به هر گامى هفت صد حسنه باشد از حسنات حرم . گفتند : حسنات حرم چه باشد ؟ گفت : آن كه هر حسنه برابر صد هزار بود . و استحباب در پياده رفتن به سوى مناسك ، و از مكه به موقف و منا مؤكّدتر از پياده رفتن در راه . و اگر با پياده رفتن إحرام از خانهء [ خود ] گرفتن يار شود ، « 172 » عمر و على و ابن مسعود در تفسير و اتمّوا الحجّ « 173 » گفته‌اند كه آن إتمام حج باشد . و بعضى علما گفته‌اند كه ركوب « 174 » فاضل‌تر ، چه در او مؤنت و انفاق است ، و نيز از رنج و دلتنگى دور تر است و به سلامت و تمام حج نزديك‌تر . و اين سخن در تحقيق مخالف سخن اول نيست ، بل بايد كه تفصيل كند و بگويد كه كسى را كه پياده رفتن بر او آسان است ، پياده رفتن فاضل‌تر ، و كسى را كه ضعيف كند « 175 » و آن به بدخويى و [ قصور ] عمل انجامد [ سواره رفتن بهتر باشد ] . و بعضى علما را پرسيدند كه در عمره پياده رفتن فاضل‌تر يا درازگوشى به درمى به كرا گرفتن ؟ گفت : اگر دادن درمى بر وى گران‌تر باشد ، كرا گرفتن ، و اگر پياده رفتن بر وى صعبتر - چنان كه توانگران را باشد - پياده رفتن . و چنانستى كه مقصود وى سلوك طريق مجاهده بود ، و آن را وجهى است ، و لكن فاضل‌تر آن كه پياده
هامش
( 171 ) احتمال ، تحمّل . ( 172 ) يار شدن ، قرين شدن ، همراه شدن ، جمع شدن . ( 173 ) بقره 2 - 196 . ( 174 ) ركوب ، سوار شدن . ( 175 ) كسى را كه پياده رفتن ضعيف كند .