تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 571

مساهمون:

ص٥٧١
آن « 165 » بدعتى است كه قايم كرده‌اند ، « 166 » و چون آن را انقياد نمايى سنّتى مطّرد « 167 » شود ، و در آن مذلت و خوارى مسلمانان است بدانچه جزيت مىدهند . و اگر گويد : از من به جبر مىستانند و من به اضطرار مىدهم ، اين سخن را معنيى نباشد ، چه اگر در خانه نشيند يا از راه باز گردد از وى باز نستانند . بل بسيار باشد كه اسباب ترفّه ظاهر گرداند و بدين سبب مطالبت وى بسيار بود ، و اگر [ به زىّ ] درويشان باشد وى را مطالبتى نبود ، پس بر اين قضيه او خود را به حال اضطرار رسانيده باشد . سوم آن كه توشهء بيشترى سازد ، و به دادن و بخشيدن خوشدل باشد ، و از تقتير « 168 » و اسراف احتراز نمايد ، بل ميانه‌رو باشد . و به اسراف آن مىخواهيم كه تنعّم كند به طعامهاى لذيذ و ترفّه طلبد به بهترين انواع آن ، چنان كه عادت انباردگان « 169 » است . و اما در بسيارى بخشيدن اسرافى نيست ، چه گفته‌اند : در خير اسرافى نباشد ، چنان كه در اسراف خيرى نبود . و دادن توشه در راه حج نفقة باشد در راه حق تعالى ، و يك درم را هفت صد درم پاداش . ابن عمر گفت : پاكيزگى توشه در سفر از كرم مرد باشد . و گفتى : فاضل‌تر حجاج آن كس باشد كه تقواى او خالص‌تر و نفقهء او پاكتر و يقين او خوب‌تر . و پيغامبر - عليه السلام - گفت : الحجّ المبرور ليس له جزاء الاّ الجنّة . اى ، جزاى حج مقبول جز بهشت نيست . پرسيدند : سبب قبول حج چيست ؟ گفت : طيب الكلام و اطعام الطّعام . اى ، نرمى سخن و دادن طعام . چهارم آن كه رفث و فسوق و جدال بگذارد ، چنان كه قرآن ناطق است . « 170 » و رفث نامى جامع است همهء لغوها و فحشها را ، و حديث و بازى با زنان و ذكر احوال و مقدمات مباشرت پيش ايشان در آن داخل است . چه آن ، داعيهء مباشرت كه محظور حج است برانگيزد ، و داعى محظور محظور باشد . و فسوق لقبى [ است ] شامل ، همهء بيرون آمدن‌ها را از طاعت حق تعالى . و جدال مبالغت است [ 437 ] در خصومت و مراء به چيزى كه موجب كينه‌ها باشد و
هامش
( 165 ) باج گرفتن اميران مكه و اعراب باديه در راه مسجد الحرام . ( 166 ) قايم كردن ، برپا داشتن . ( 167 ) مطّرد ، رايج ، جارى . ( 168 ) تقتير ، نفقة بر عيال تنگ كردن . ( 169 ) انبارده ، انباشته ، پر نعمت . ( 170 ) بقره 2 - 197 .