ده ، دو ، و در پانزده ، سه ، و در بيست ، چهار . و از ميش يك ساله كه در دوم باشد « 22 » كم نشايد ، و از بز دو ساله كه در سوم بود . و چون بيست و پنج شتر شود ، ماده شترى كه در سال دوم بود واجب آيد .
و اگر [ او را ] ماده نباشد ، فحلى « 23 » كه در سال سوم بود به جاى وى بايستد ، اگر چه بر خريدن ماده قادر بود . و در سى و شش ، مادهاى كه در سال سوم بود . و در چهل و شش ، مادهاى كه در سال چهارم بود . [ و در شصت و يك ، مادهاى كه در سال پنجم بود . ] و در هفتاد و شش ، دو ماده كه در سوم باشد . و در نود و يك ، دو ماده كه در چهارم بوند . و در صد و بيست و يك ، سه ماده [ كه ] در سوم [ باشد ] . و چون صد و سى شود ، حساب قرار گيرد در هر پنجاهى مادهاى در چهارم ، و در هر چهلى مادهاى در سوم .
مترجم مىگويد : به نزديك بو حنيفه - رضى اللّه عنه - پس از صد و بيست ، استيناف « 24 » فريضه باشد . « 25 » و واجبها و [ حقّه ] « 26 » ها كه ذكر آن رفته است باز آيد . و چون صد و بيست و پنج شود ، دو حقه و گوسفندى واجب گردد . و در صد و سى ، دو حقه و دو گوسفند . و در صد و سى و پنج ، دو حقه و سه گوسفند . و در صد و چهل ، دو حقه و چهار گوسفند . و در صد و چهل و پنج ، دو حقه و بنت مخاضى . « 27 » و در صد و پنجاه ، سه حقه - از هر پنجاهى حقهاى - و در زيادت از آن ، استيناف فريضه - چنان كه گفته آمد - و در صد و نود شش تا دويست ، چهار حقه . و در زيادت از دويست ، استيناف فريضه .
و اما در گاو تا به سى نرسد هيچ واجب نشود . و چون سى شد ، ماده گاوى كه در سال دوم بود واجب آيد . و در چهل ، مادهاى در سال سوم . و در شصت ، دو مادهء در سال دوم . و [ بعد از آن ] حساب قرار گيرد از هر چهلى مادهاى در سال سوم ، و در هر سىاى مادهاى در دوم .
مترجم مىگويد : در زيادت از چهل أبو حنيفه [ را ] سه روايت است . و درستتر آن روايتها موافق اين است كه گفته آمد .
و اما در گوسفند تا چهل نرسد چيزى واجب نيايد . و چون چهل شد ، ميشى در سال دوم ، يا بزى
هامش
( 22 ) پا به سال دوم گذاشته باشد .
( 23 ) فحل ، گشن ، نر .
( 24 ) استيناف ، از سر گرفتن ، تجديد .
( 25 ) براى ما زاد صد و بيست ، زكات مقرر ما زاد كه در بالا ياد شد افزوده مىشود و شواهد آن نيز ذكر شده است .
( 26 ) حقّه ، ماده شترى كه در سال چهارم باشد .
( 27 ) بنت مخاض ، شترى كه در سال سوم باشد .