مترجم مىگويد : به نزديك بو حنيفه - رضى اللّه عنه - در اسب چرايى ، چون گشن و ماديان آميخته باشد و در ماديان تنها ، دو روايت است : در روايت كرخى « 17 » واجب آيد ، و در روايت طحاوى « 18 » نيايد . و در گشن تنها مشهور است كه واجب نيايد ، و گفتهاند كه در آن هم دو روايت است . و چون واجب شد مالك مخير باشد : خواهد از هر اسبى يك دينار دهد و خواهد بها كند ، از هر دويست درم پنج درم .
دوم آن كه چرايى بود ، چه در علفى زكات نيست . و چون وقتى چرايى بود و وقتى علف دهند ، چندان كه مؤنت ظاهر باشد ، زكات واجب نيايد .
مترجم مىگويد : به نزديك بو حنيفه - رضى اللّه عنه - اعتبار اغلب را بود .
سوم آن كه يك سال در ملك وى بماند . پيغامبر - عليه السلام - گفت : لا زكات في مال حتى يحول عليه الحول . « 19 » و نتاج مال از اين مستثنى باشد كه حكم اصل بر آن منبسط شود ، و در آن به حول [ 350 ] اصل بر حكم تبعيت زكات واجب آيد . و چون در اثناى حول مال بفروشد يا ببخشد ، حول منقطع شود .
چهارم كمال ملك و تصرف . و در ماشيهاى « 20 » كه گرو كند زكات واجب شود ، چه او بر نفس خود حجر « 21 » كرده است . و در گمشده و غصب كرده واجب نيايد ، مگر آن كه با جملهء نما كه از وى حاصل آمده باشد به وى رسد ، آن گاه زكات گذشته بر وى واجب آيد - مترجم مىگويد : به نزديك بو حنيفه واجب نيايد - و اگر بر وى وامى باشد هم چند مال او ، زكات واجب نشود ، چه او بدان توانگر نيست ، كه توانگرى آن باشد كه زيادت از حاجت بود .
پنجم كمال نصاب .
اما شتر تا پنج نشود در وى هيچ واجب نيايد . و در پنج ، يك گوسفند واجب شود ، و در
هامش
( 17 ) مراد أبو الحسن عبد اللَّه بن حسن كوفى ، فقيه حنفى ( 260 - 340 ه ) است .
( 18 ) ابو جعفر احمد بن محمد ( منسوب به قريهء طحاء از قراء مصر ) ، فقيه حنفى و رئيس حنفيان در مصر ( 229 - 321 ه ) .
( 19 ) حول ، سال .
( 20 ) ماشيه ، چهارپا ، به ويژه شتر و گوسفند و گاو .
( 21 ) حجر ، منع كردن ، بازداشتن .