مىسپرند « 13 » ، هر گاه كه آخر آن سپرى شود اول آن معاودت نمايد .
مترجم مىگويد كه بزرگتر و فربهتر بدان شرط كرده است كه الم و نكايت « 14 » آن بيشتر بود . و مراد به باز آمدن اول در حال سپرى شدن آخر آن است كه آن عذاب هيچ منقطع نشود .
و چون اين تهديد در صحيحين متفق على صحّة است ، [ بنا بر اين ] از مهمات دين باشد كشف كردن اسرار زكات و شرطهاى جلى و خفى و معنيهاى باطن و ظاهر ، به اقتصار بر آن چه دهنده و ستانندهء زكات از معرفت آن مستغنى نتواند بود . و آن در چهار فصل روشن شود :
اول : در انواع زكات و اسباب وجوب آن دوم : در اداى [ زكات ] و شرطهاى ظاهر و باطن آن سوم : در ستاننده « 15 » و شرطهاى استحقاق و أدب قبض چهارم : در صدقهء تطوّع و فضل آن
هامش
( 13 ) به زير سم خود مىكوبند .
( 14 ) نكايت ، عقوبت ، اذيت .
( 15 ) يعنى ستانندهء زكات .