تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
حد كه آن را ختم كند - بخواند باكى نبود ، چه تكرر آن بر سمعها بسيار نباشد ، و بدين سبب در وعظ بليغتر بود ، و فكرت را مستدعيتر . « 179 » و بعضى علما قرائت اول سورت و قطع آن را كراهيت داشته‌اند . و آمده است كه پيغامبر بعضى از سورت يونس بخواند ، و چون به ذكر موسى و فرعون رسيد قطع كرد و در ركوع شد . و آمده است كه در نماز بامداد آيتى از سورة البقرة بخواند و آن :
قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ
« 180 » است ، و در ركعت دوم :
رَبَّنا آمَنَّا بِما أَنْزَلْتَ
« 181 » . و از بلال شنيد كه آيت‌هاى متفرق از هر جايى مىخواند ، وى را از آن بپرسيد ، گفت : پاكى را به پاكى مىآميزم . فرمود : احسنت . و در نماز پيشين « 182 » طوال مفصّل « 183 » خواند تا سى آيت ، و در نماز ديگر نيمهء آن ، و در نماز شام [ اواخر ] مفصل . « 184 » و آخر نمازى كه پيغامبر - عليه السلام - گزارد نماز شام بود . در آن ، سورت و المرسلات خواند ، و پس از آن نماز نگزارد تا به رحمت حق پيوست . و در جمله تخفيف اولى است ، خاصه چون جمع « 185 » بسيار باشد . پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - در بيان آن رخصت « 186 » گفته است : إذا صلّى أحدكم بالنّاس فليخفّف ، فانّ فيهم [ 297 ] الضّعيف و الكبير و ذا الحاجة . و إذا صلّى لنفسه فليطوّل ما شاء . اى ، چون يكى از شما امامت كند بايد كه سبك گزارد ، چه در مقتديان ضعيف و پيرو صاحب حاجت باشد . و چون تنها نماز گزارد [ گو ] دراز كن ، چندان كه خواسته است . و معاذ جبل در نماز خفتن امامت مىكرد ، سورت بقره در آن بخواند . مردى از نماز وى بيرون آمد ، و براى خود نماز به إتمام رسانيد . مردمان گفتند : اين مرد منافق شد . اين شكايت به حضرت نبوت رسانيدند . معاذ را بازداشت و گفت : أ فتان أنت يا معاذ ! اقرأ سورة سبّح ، و السّماء و الطّارق ، و الشّمس و ضحيها .
هامش
( 179 ) مستدعى ، طلب كننده ، خواننده . ( 180 ) بقره 2 - 136 . ( 181 ) آل عمران 3 - 53 . ( 182 ) نماز پيشين ، نماز ظهر . ( 183 ) طوال مفصّل ، از ميان سوره‌هاى مفصّل درازهاشان را . ( 184 ) در « احياء » : و يقرأ في الظهر به طول المفصّل إلى ثلاثين آية ، و في العصر به نصف ذلك ، و في المغرب بأواخر المفصل . ( 185 ) جمع ، جمعيت نماز گزاران به جماعت . ( 186 ) رخصت ، آسان گيرى ، در اصطلاح شرع آن چه مباح شود به علت عذرى مانند افطار روزهء ماه رمضان براى مسافر و جز آن ( تعريفات جرجانى ) .