تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
دو تن در جماعت حاضر شدندى ، سوم را انتظار نكردندى . و چون چهار تن در جنازه حاضر شدندى ، پنجم را منتظر نبودندى . و پيغامبر ، در سفرى ، از نماز بامداد به سبب طهارت تأخير نمود ، وى را انتظار نكردند ، و عبد الرحمن عوف را پيش فرستادند ، و او نماز گزارد ، و پيغامبر را يك ركعت فوت شد ، و آن را قضا كرد ، و از آن بترسيدند ، پيغامبر فرمود : قد أحسنتم ، هكذا فافعلوا . و نيز در نماز پيشين پستر آمد ، بو بكر را پيش فرستادند ، و بيامد ، ايشان را در نماز يافت ، و پهلوى بو بكر بايستاد . و بر امام نيست كه مؤذّن را انتظار نمايد ، [ بل بر مؤذن است كه امام را انتظار نمايد ] براى اقامت ، و چون حاضر آمد [ غير ] او را منتظر نباشد . چهارم آن كه در امامت مخلص باشد براى رضاى حق تعالى ، و گزارندهء امانت وى در طهارت و جمله شرطهاى نماز . اما اخلاص اخلاص آن باشد كه أجر امامت نستاند . پيغامبر - عليه السلام - عثمان ابى العاص ثقفي را گفت : و اتّخذ مؤذّنا لا يأخذ على الاذان اجرا . و اگر از مسجد رزقى كه بر امام وقف كرده باشند يا از سلطان يا يكى از مردمان بستاند ، به تحريم حكم نكنيم ، و لكن مكروه بود . و كراهيت در فرايض قوىتر از آن باشد كه در نماز تراويح ، « 170 » و أجر او در مداومت او باشد بر حضور موضع ، و مراقبت مصالح مسجد در اقامت جماعت ، نه بر نفس نماز . مترجم مىگويد : و به نزديك بو حنيفه - رضى اللّه عنه - اجارت در همهء قربتها و طاعتها باطل باشد . و اما [ 295 ] امانت طهارت باطن باشد از فسق و كباير و اصرار بر صغاير . و متقلد امامت بايد كه در احتراز از آن مبالغت نمايد ، كه او به مثابت وافد « 171 » و شفيعى است قوم را ، و بايد كه مهين قوم باشد . و همچنين طهارت ظاهر از حدث و خبث ، كه غير او بر آن مطّلع نباشد . و اگر در اثناى نماز يادش آيد كه محدث « 172 » است ، يا محدث شود ، بايد كه شرم ندارد ، بل كسى كه به وى نزديك‌تر باشد دست وى گيرد و خليفه كند ، چه پيغامبر را در اثناى نماز از جنابت ياد آمد ، و خليفه كرد و غسل به جاى آورد ، و بازگشت و در نماز داخل شد .
هامش
( 170 ) تراويج ، نافله‌ها . ( 171 ) وافد ، به رسولى رونده . ( 172 ) محدث ، حدث كننده .