مترجم مىگويد : به نزديك أبو حنيفه اگر امام را حدث در نماز ياد آيد ، نماز مقتديان باطل شود ، و در باطل خليفه كردن و بر آن بنا نهادن وجه ندارد .
سفيان گفت : در نماز به نيكو كار و بد كردار اقتدا كن ، مگر به پنج كس : مدمن « 173 » خمر ، و معلن « 174 » فسق ، و عاق مادر و پدر ، و صاحب بدعت ، و بندهء گريخته .
پنجم آن كه تكبير نگويد تا آن گاه كه صفها راست شود ، و بر راست و چپ نگاه كند ، و اگر در صف خللى بيند تسويه « 175 » فرمايد . و آمده است كه دوشها برابر داشتندى ، و شتالنگها « 176 » به هم پيوستندى . و تكبير نگويد تا آن گاه كه مؤذّن از اقامت فارغ شود . و مؤذن اقامت را از بانگ نماز چندانى تأخير دارد كه مردمان مستعد شوند براى نماز . و در خبر است : ليتمهّل المؤذّن بين الاذان و الاقامة به قدر ما يفرغ الآكل من طعامه و المعتصر من اعتصاره . اى ، مؤذن بايد كه چندانى درنگ نمايد كه صاحب طعام از تناول آن و صاحب حاجت از قضاى آن فارغ آيد . چه پيغامبر - عليه السلام - از مدافعت بول و غايط در نماز نهى كرده است ، و طعام شب را بر نماز از براى فراغ دل تقديم فرموده .
ششم آن كه تكبير إحرام و ديگر تكبيرها بلند گويد - و مقتدى بلند نگويد ، مگر آن قدر كه خود بشنود - و نيت امامت كند تا ثواب آن بيابد ، و اگر نكند ، نماز او و نماز قوم درست باشد : چون نيت اقتدا كنند ، ثواب جماعت بيابند ، و او ثواب امامت نيابد . و مقتدى پس از فراغ امام از تكبير ، آغاز تكبير كند .
وظيفتهاى قرائت سه است
( 1 ) اول آن كه دعاى استفتاح و تعوّذ در سرّ خواندن ، چنان كه منفرد ، و فاتحه و سورت - در تمام نماز بامداد ، و دو ركعت اول از نماز شام و خفتن - به جهر خواند ، و منفرد همچنين . و در نماز جهرى « آمين » بلند گويد ، و مقتدى هم بلند گويد ، به مقارنهء امام نه به تعقيب .
مترجم مىگويد : به نزديك بو حنيفه بلند نگويد .
هامش
( 173 ) مدمن مداوم .
( 174 ) معلن ، آشكار كننده .
( 175 ) تسويه ، برابر كردن .
( 176 ) شتالنگ ، قاب پا ، كعب ، پژول .