فصل چهارم - در ذكر آن قواعد كه در ترجمهء اين كتاب رعايت يافته است
قاعدهء اول
آن كه آيات قرآن و اخبار نبوى و بعضى از آثار صحابه بعينها آورده شده است تا جماعتى از طلاب علم كه به حفظ آن مستقل باشند و در احتجاج و استدلال بدان تمسك توانند كرد مقصود ايشان هم از اين ترجمه حاصل [ 14 ] شود ، و با وجود آن به اصل احياء احتياج نباشد . پس شرح و تفسير و بيان و تقرير آن به پارسى ايراد افتاد . چه مقصود اين ترجمه آن است كه جماعتى كه فهم ايشان به عربيت محيط نباشد ، مطلوب ايشان به حصول رسد .
قاعدهء دوم
آن كه اگر چه مصنف در بيان احكام فقهى بر يك قول ، كه مختار اوست ، اقتصار نموده است - و آن در اكثر و اعمّ ، مذهب شافعى است - و در بيان اختلاف مذاهب شروع نكرده ؛ اما اين مترجم بيان مذهبين و اختلاف اقوال فريقين به سبيل ايجاز بياورده است ، تا فايدهء آن عامتر باشد و مقصود هر دو فريق به حصول پيوندد ، و خاطر كسى را از ايشان به سبب مخالفت مذهب نبوتى « 47 » و نفرتى نبود .
قاعدهء سوم
آن كه هر سخنى كه به زيادت بيان و تفسير و شرح و تقرير حاجت داشت و يا تنبيه بر نكتهاى و دقيقهاى آن جا مهم بود ، آن نيز بر طريق اختصار آورده شده است ، و بر چيزى كه فايدهء آن بغايت عظيم است و بيان آن نيك مهم ، اقتصار افتاده . چنان كه در « كتاب علم » ، كه اول كتب است ، قريب چهل « فايده » زيادت شده است . بعضى از آن معيّن است بدين لفظ كه « مترجم مىگويد » ، و بعضى معيّن نيست ، بدانچه در ضمن ترجمه مندرج شده است « 48 » ، و قطع سياق سخن براى اندك دقيقهاى لايق ننموده ، و در « كتب » ديگر همچنين است . و هر كه اصل و ترجمه بخواند بر « مزيد » مطلع تواند شد .
و اين ترجمه را بر اصل احياء به سه چيز مزيت است :
يكى آن كه از احياء جز تازى دان را منفعت نيست و از اين ترجمه ، هم تازىدان را منفعت است و هم پارسى خوان را .
دوم آن كه از احكام احياء جز يك مذهب معلوم نشود و از اين ، هر دو مذهب [ 15 ] معلوم گردد .
هامش
( 47 ) نبوت ، نفرت ، كدورت .
( 48 ) در تصحيح مشخص شده است .