كه تابع اين سنت است . و تورّك « 54 » و افتراش « 55 » هيئتى است كه تابع جلسه « 56 » است ، و سر پيش انداختن و التفات ناكردن هيئت قيام است و تحسين صورت آن .
و جلسهء استراحت را از اصلهاى سنتها كه در افعال است نشمردهايم . زيرا كه اين تحسين هيئت برآمدن است از سجده سوى قيام و در نفس خود مقصود نيست ، و بدين سبب آن را مفرد « 57 » ياد [ نكردهايم ] .
اما سنتهاى اذكار دعاى استفتاح « 58 » است ، پس تعوّذ ، « 59 » پس آمين ، كه سنتى مؤكد است ، پس خواندن سورت ، پس تكبيرهاى انتقال ، پس تسبيح ركوع و سجود ، و اعتدال از هر دو ، و پس تشهد اول و درود بر پيغامبر و آل او « 60 » در آن ، پس دعا در آخر تشهد اخير ، پس سلام .
و اين خصال را اگر چه در اسم سنت داخل كردهايم ، آن را درجات متفاوت است . چه چهار را از آن جمله به سجدهء سهو [ جبر ] بايد كرد .
اما از اين چهار ، آن چه از افعال است يكى است . و آن جلسهء اولى است براى تشهد اول .
چه آن در ترتيب نظم نماز مؤثر است به اعتبار چشم بينندگان ، و بدان دانسته شود كه چهارگانى است يا نه . به خلاف [ برداشتن ] دست كه آن در تغيير نظم اثر نكند . و از آن [ به ] بعض عبارت مىكنند و مىگويند كه ابعاض را به سجده جبر « 61 » بايد كرد .
و اما اذكار كل آن سجدهء سهو اقتضا نكند مگر سه : قنوت ، و تشهد اول ، و درود بر پيغامبر [ ص ] در آن . [ به خلاف ] تكبيرهاى انتقال ، و تسبيح ركوع و سجود و اعتدال از آن . « 62 » زيرا كه صورت ركوع و سجود مخالف عادت است ، و بديشان معنى عبادت حاصل شود با آن چه از ذكر و تكبير انتقال خاموش باشد . پس عدم آن ذكرها صورت عبادت را نگرداند [ 266 ] .
هامش
( 54 ) تورّك ، سرين بر پاى يا بر زمين نهادن .
( 55 ) افتراش ، دو دست بر زمين نهادن .
( 56 ) جلسه ، نشستن ، يك بار نشستن .
( 57 ) مفرد ، جداگانه .
( 58 ) دعاى استفتاح ، دعايى كه پس از تكبيرة الاحرام و لو در نافله خوانده مىشود و آن نزد شافعى عبارت است از : وجّهت وجهي للّذى فطر السّموات و الارض . . . و انا من المسلمين - سورهء انعام ، آيات 79 آيهء توجه و 162 و 163 ) و نيز - مصباح الهداية .
( 59 ) تعوّذ ، أعوذ باللّه . . . گفتن .
( 60 ) در عربى و شرح زبيدى ، « و آل او » ندارد .
( 61 ) جبر ، جبران .
( 62 ) اعتدال از ركوع و سجود ، برخاستن از ركوع و سجود .