تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
پس مراتب سنتها و هيئتها و أدبها بر اين جمله فهم بايد كرد . و هر نمازى كه ركوع و سجود آن تمام نبود آن نماز خصم نماز كننده شود و گويد : خداى - عز و جل - تو را ضايع گرداناد ، چنان كه تو مرا ضايع كردى . پس چيزهايى كه در كامل گردانيدن اركان نماز آورديم مطالعه بايد كرد تا وقع « 69 » آن ظاهر شود .

باب سوم در شرطهاى باطن از اعمال دل

( 1 ) و در اين باب ارتباط نماز به خشوع و حضور دل ياد كنيم ، پس معنيهاى باطن و حدها و سببها و علاجهاى آن ، پس تفصيل آن چه بايد كه در هر ركنى از نماز حاضر آيد تا زاد آخرت را شايد .

بيان اشتراط خشوع و حضور دل

( 2 ) بدان كه دليلهاى آن بسيار است . و يكى از آن ، قول حق تعالى است :
أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي
. « 70 » و ظاهر امر وجوب را بود ، و غفلت ضد ذكر است . و كسى كه در همهء نماز غافل باشد ، چگونه نماز براى ذكر وى اقامت نمايد ؟ و قول حق تعالى :
وَ لا تَكُنْ مِنَ الْغافِلِينَ
، « 71 » نهى است . و ظاهر آن ، تحريم را تواند بود . و قول حق تعالى :
حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ
، « 72 » تعليل نهى مستان است از نماز ، و آن علت در غافلى « 73 » [ 267 ] « 74 » كه همتش مستغرق باشد در وسوسه‌ها و فكرتهاى دنيا ، مطّرد است . « 75 » و قول پيغامبر - عليه السلام - انّما الصّلاة تمسكن و تواضع . به ألف و لام نماز را محصور كرده است ، و « انّما » تحقيق مذكور « 76 » و تمحيق « 77 » غير آن را تواند بود . « 78 » و فقها از قول پيغامبر : انّما الشّفعة فيما لم
هامش
( 69 ) وقع ، عزت و اعتبار . ( 70 ) طه 20 - 14 . ( 71 ) اعراف 7 - 205 . ( 72 ) نساء 4 - 43 . ( 73 ) غافلى ( ى نكره ) . ( 74 ) عكس نسخهء بريتانيا در اين محل دو صفحه افتاده است كه از نسخهء خطى تركيه ضمن مقابلهء آن با متن عربى در جاى خود نقل كرديم و شمارهء ترتيب صفحات را رعايت نموديم . از اين رو جاى شماره‌هاى 268 و 269 نسخهء خطى خالى است . ( 75 ) مطّرد ، جارى . ( 76 ) تحقيق مذكور ، متحقق شمردن آن چه ياد شده ( يعنى نماز ) . ( 77 ) تمحيق ، پاك كردن ، به محاق افكندن . ( 78 ) يعنى « انّما » افادهء حصر مىكند .