طعام كنيد . مگر در حالى كه وقت تنگ بود يا دل ساكن باشد و به سبب طعام منزعج « 47 » نشود .
و در خبر است : لا يدخلن أحدكم الصّلاة و هو مقطّب و لا يصلّينّ أحدكم و هو غضبان . اى ، در حال ترشرويى و خشم ، در نماز شروع مكنيد . و حسن گفت : هر نمازى كه دل در آن حاضر نباشد آن به عقوبت شتابندهتر بود . و در خبر است : سبعة أشياء في الصّلاة من الشّيطان : الرّعاف ، و النّعاس ، و الوسوسة ، و التّثاؤب ، و الحكاك ، و الالتفات ، و العبث بالشيء . اى ، هفت چيز در نماز از [ 265 ] ديو باشد : خون بينى ، [ و مقدمهء خواب ] ، و وسوسة ، و فاژه « 48 » ، و خارش ، و التفات ، و بازى كردن به چيزى . و در روايت بعضى و السّهو و الشّك زايد است . و بعضى از سلف گفتهاند : چهار چيز در نماز از جفا « 49 » باشد . التفات نمودن ، و دست بر روى ماليدن ، و سنگريزه به دست كردن ، و بر راهگذر نماز گزاردن .
و پيغامبر نهى كرده است از انگشتان به هم در گذاشتن ، و از ترك آوردن از آن « 50 » و از روى پوشيدن ، و از يك كف بر ديگرى نهادن و هر دو را ميان رانها داشتن در ركوع ، و آن را تطبيق گويند . و بعضى از صحابه گفتهاند كه ما تطبيق مىكرديم ، ما را از آن باز داشت . و نيز مكروه است كه در حال سجده در زمين بدمد ، براى پاك كردن آن ، و سنگريزه به دست راست كند ، چه آن كارهايى است كه بدان حاجت نيست . و يك قدم بر ندارد و آن را بر ران نهد ، و در حال قيام بر ديوار تكيه نكند ، و اگر تكيه كند - چنان كه اگر متكاى وى زايل كنند بيفتد - ظاهرتر آن است كه نماز وى باطل شود .
تمييز فرضها از سنتها
( 1 ) جملهء اين چه ياد كرديم مشتمل است بر سنتها و [ هيئتها ] و أدبها كه جويندهء راه آخرت كلّ آن را رعايت كند .
و فرض از آن جمله دوازده چيز است : نيت ، و تكبير ، و قيام ، و خواندن فاتحه ، و كوژ شدن در ركوع چنان كه كف دست به زانو رسد با آرام ، و از ركوع به اعتدال باز ايستادن ، و سجود با طمأنينه - و دست مكشوف بر زمين نهادن در سجده واجب نيست - و از سجود به اعتدال نشستن ، و
هامش
( 47 ) منزعج ، بىآرام .
( 48 ) فاژه ، بياستو ، خميازه .
( 49 ) جفا ، نابجا .
( 50 ) صدا در آوردن از بند انگشتان .