انگشتان راست قبض كند ، مگر انگشت شهادت ، و اگر انگشت بزرگ را نيز فرو گذارد باكى نبود . و [ به ] انگشت شهادت راست تنها اشارت كند در حال گفتن [ الاّ اللّه ، نه در حال گفتن ] لا إله .
و در اين تشهد بر پاى چپ نشيند ، چنان كه ميان دو سجده . و در تشهد اخير ، پس از درود بر آل پيغامبر ، دعاى مأثور تمام بخواند . و سنتهاى او چون سنتهاى تشهد اول است ، لكن بر سرين چپ نشيند به سبب آن كه براى قيام مستوفز نيست ، بل مستقر است . و پاى چپ از زير خود بيرون آرد ، و پاى راست نصب كند ، و سر انگشت بزرگ سوى قبله دارد ، اگر بر روى دشوار نشود .
مترجم مىگويد : به نزديك بو حنيفه - رضى اللّه عنه - در هر دو تشهد بر پاى چپ نشيند ، چنان كه ميان دو سجده گفته شده است . و به نزديك مالك در هر دو بر سرين چپ نشيند ، چنان كه اينجا تقرير افتاد .
پس بگويد : السّلام عليكم و رحمة اللّه . و روى سوى دست راست كند ، چنان كه كسى كه در پس وى باشد از جانب دست راست رخسارهء راست وى ببيند ، و بر دست چپ همچنين . و سلام دوم بگويد . و به سلام نيت بيرون آمدن كند از نماز ، و نيت سلام بر كسى كه از فريشتگان و مسلمانان بر دست راست وى است ، به سلام اول ، و در سلام دوم همچنين . و سلام را سبك گويد و دراز نكشد ، كه سنت آن است . اين هيئت نماز منفرد است .
منهيات
( 1 ) پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - از صفن و صفد نهى كرده است در نماز ، چنان كه تقرير آن سابق شد ، و از اقعاء و سدل و كفّ و اختصار و صلب و مواصله ، و از نماز حاقن و حاقب و حازق ، و از نماز گرسنه و پر خشم ، و كسى كه روى را به لثام « 43 » پوشيده باشد .
اما اقعاء به نزديك اهل لغت آن است كه بر سرينها نشيند و زانو نصب كند [ و دستها را مانند سگ بر زمين نهد ] . و به نزديك اهل حديث آن است كه [ بر ساق نشيند به زانو در آمده ] ، و بر زمين نباشد مگر سرهاى انگشتان پاى .
و اما سدل [ در مذهب ] اهل حديث آن است كه جامه در خود گيرد و دست از آن بيرون نيارد ، و
هامش
( 43 ) لثام ، روى بند ، دستارى كه روى دهان و بينى را بپوشاند .