كردهاند و گفته كه در اين ألفاظ توقف بايد نمود تا قرينهاى [ 204 ] بر معنى آن دليل كند .
و اما شبهت معتزله اين آيات است : قوله تعالى :
وَ إِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدى
. « 187 » مغفرت را بر توبه و ايمان و عمل صالح و اهتدا موقوف كرده است .
و قوله :
وَ الْعَصْرِ . إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ . إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ
« 188 » . و قوله :
وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها
. الى قوله :
ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا
. « 189 » و قوله :
وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نارَ جَهَنَّمَ
. و اين عمومات نيز مخصوص است به دليل آن آيات . قوله تعالى :
وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ
. و بر مقتضى اين آيت بايد كه در مغفرت آن چه جز شرك است مشيت وى باقى بود . و همچنين قول پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - يخرج من النّار من كان في قلبه مثقال ذرّة من الايمان . و حق تعالى مىفرمايد :
إِنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ
. پس اصل ايمان و كل طاعات به يك معصيت چگونه باطل شود ؟ و تأويل اين آيت كه
وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً
. « 190 » آن است كه كشتن وى براى ايمان بود . و در تفسير آمده است كه اين آيت در مثل اين سبب نازل شده است .
مترجم مىگويد كه آيتهايى كه معتزله در اين باب بدان تمسك مىنمايند بسيار است و ما را در جواب آن چهار مقام است :
مقام اول منع عموم بر مذهب بعضى اصحاب .
مقام دوم آن كه دلالت عموم قطعى نيست ، چنان كه در اصول فقه مقرر شده است . و اكثر اين عمومات در حق كافران آمده است ، چنان كه تفاسير بدان ناطق است . و اگر چه غير عموم لفظ را بود ، اما دلالت او در غير محل سبب قطعى نباشد .
مقام سوم آن كه دليل ايشان در عقوبت عام است ، چه اگر عام نباشد تمسك ايشان بدان درست نيايد ، و دلايل ما در عفو خاص ، چه ما در حق كل عفو اثبات نمىكنيم ، و خاص [ بر ] عام مقدم باشد .
مقام چهارم آن كه چون آيات وعيد به آيات وعد معارض شود از تأويل چاره نبود ، و تأويل وعيد اولى باشد از تأويل وعد . چه عفو آن وعيد حسن است ، و اهمال وعد قبيح . اين قاعدهاى كلى است ، بدان سبب بر سبيل ايجاز تقرير افتاد . و از اينجا به سياق احياى علوم رجوع كرده آيد .
سؤال از اين تقرير معلوم مىشود كه اختيار مايل است بدانچه ايمان بىعمل حاصل است ، و
هامش
( 187 ) طه 20 - 82 .
( 188 ) عصر 103 - 1 و 2 و 3 .
( 189 ) مريم 19 - 71 و 72 .
( 190 ) نساء 4 - 93 .