تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
برخيزد . و گوييم : ايمان اسمى مشترك است كه آن را بر سه وجه اطلاق كنند : يكى تصديق دل بر سبيل اعتقاد و تقليد ، بىكشف و انشراح صدر . و آن ايمان عوام است ، بل ايمان كل خلق مگر خواص . و اين اعتقاد عقده‌اى است بر دل كه گاهى قوى باشد و گاهى ضعيف ، چون گروهى كه مثلا بر رشته‌اى باشد . و اين را مستعبد نبايد شمرد ، و به اعتقاد جهودان و ترسايان و مبتدعان اعتبار بايد كرد . چه كسى از ايشان باشد كه در اعتقاد خود چنان صلب بود كه وى را به تخويف و تحذير و وعظ [ 206 ] و تخييل و برهان و تحقيق از آن دور نتوان كرد . و كسى بود كه به كمتر سخنى در شك افتد ، و [ به ] اندك استمالتى يا تخويفى اعتقاد خود بگذارد ، با آن چه در اعتقاد خود همچون اولين بىشك بوده باشد و لكن در قوّت تصميم متفاوت باشند . و آن در اعتقاد حق هم موجود بود ، و عمل در نماء و زيادت اين تصميم مؤثر است ، چنان كه آب دادن در نماء درختان . و براى آن حق تعالى گفت :
فَزادَهُمْ إِيماناً
« 194 » . و جاى ديگر :
فَزادَتْهُمْ إِيماناً
« 195 » . و جاى ديگر :
لِيَزْدادُوا إِيماناً مَعَ إِيمانِهِمْ
. « 196 » و پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - گفت : الايمان يزيد و ينقص . و اين به تأثير طاعتها بود در دل . و اين را در نيابد مگر كسى كه احوال نفس خود را در اوقات مواظبت بر عبادت و تجرّد به حضور دل - براى آن را « 197 » مراقبت نمايد ، و در اوقات فتورهم ، و تفاوت آرام دل با عقيدهء ايمان ، در اين احوال ادراك كند تا اعتقاد او محكم شود ، چنان كه حل آن به تشكيك ممكن نگردد . بل كسى كه معنى رحمت بر يتيم اعتقاد دارد ، چون بر موجب آن كار كند ، و دستى بر سر او فرود آرد و تلطف نمايد ، استوارى و افزونى رحمت در باطن خود دريابد به سبب عمل . و همچنين معتقد تواضع ، چون بر مقتضى آن كار كند ، به سجده كردن و بوسيدن ، در حال اقدام بر خدمت از دل خويش تواضع احساس كند . و همچنين همهء صفات دل ، اعمال جوارح از آن صادر شود پس اثر اعمال بر آن باز گردد و آن را مؤكد كند و زيادت گرداند . و آن را در ربع « مهلكات » و « منجيات » بخواهيم آورد ، چون وجه تعلق باطن به ظاهر و تعلق اعمال به اعتقادها و دلها بيان خواهيم كرد ، كه آن از جنس تعلق ملك به ملكوت است . و به ملك عالم شهادت را مىخواهيم كه به حس آن را در توان يافت ، و به ملكوت عالم غيب را كه به نور
هامش
( 194 ) آل عمران 3 - 173 . ( 195 ) توبه 9 - 124 . ( 196 ) فتح 48 - 4 . ( 197 ) براى عبادت .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 270 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى