تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة سخنى از مصحح 28

مساهمون:

صسخنى از مصحح ٢٨
غزالى به تازى و پارسى منتشر شده دريغ نورزيده‌ام . البته از آثارى كه بهره‌ور گشته‌ام در پاورقيهاى صفحات اين متن ياد كرده‌ام . اما در مورد صحت و سقم برخى از احاديث و اخبار نقل شده در اين كتاب ، دانشوران مسلمان و زعماى مذاهب مختلف فقهى ، طى نهصد و اند سالى كه بر عمر اين كتاب گذشته ، بسيار به داورى نشسته‌اند ، و اكثريت آنان سرانجام به اين نتيجه رسيده‌اند كه لغزشهاى احتمالي و اندك مصنف را به خدمت ارزنده‌اى كه وى با نگارش اين دانشنامهء عظيم علوم دينى ، براى رواج انديشه‌هاى اصيل اسلامى در پهنهء گيتى ، انجام داده است مىتوان بخشيد . اينك با نقل دو مورد از اعترافات شهيد راه عقيدت ، عين القضاة همدانى ، و يك مورد از ستايشهاى كم نظير ملا صدراى شيرازى - كه در كتاب گرانقدر اسفار خود به ستايش وى پرداخته - اين بحث را به پايان مىبرم ، با اين تذكر كه براى شناخت ارجمندى احيا و نويسنده‌اش نيز نبايد از داوريهاى منصفانهء مردانى همچون ملا محسن فيض غافل بود . عين القضاة همدانى : قدر علم چنان كه خواجه امام غزالى دانستى - در كل عالم الاّ ما شاء اللَّه - كسى نداند ، كه او عاشق علم بوده است لذاته . و مقصود او از علم « عين علم » بود . و از هر كه او را چيزى مكشوف شدى آن را به جان خريدار آمدى ، كه اگر كودكى گفتى دهساله ، هم چند آن منّت داشتى از او كه از شافعى ، و نگفتى كه مثلا أبو المعالي جوينى بايد تا مرا چيزى وا نمايد ، و چنين گوهر در عالم بغايت عزيز بود . و من اگر چه خواجه امام غزالى را نديده‌ام ، شاگرد كتب او بوده‌ام در چنين چيزها ، و يقين دانم كه بدين صفت بوده است در علم . و اللَّه اعلم . بدان اى برادر كه خواجه امام غزالى در كتب خود بسيار آورده است كه اخلاق تغّير پذيرد ، چنان كه بخيل خود را بتكلّف سخى تواند كرد ، و بد زهره ( ترسو ) را ممكن است كه بتكلّف دلير گردد ، و همچنين جاهل عالم شود به كسب . و در « رياضة النفس و تهذيب الاخلاق » كه بيست و دوم كتاب است از احياء علوم الدين اين مسئله را بيانى مستوفى بكرده است و نصرت اين گفته داده است كه الخلق يقبل التّغيّر « 34 » . ملا صدراى شيرازى در كتاب اسفار خود ، ضمن بحث در بيان توحيد خواص ، از ربع منجيات احياء علوم الدين امام محمد غزالى ، « كتاب توحيد و توكل » مدد گرفته و با عنوان : « قال الشيخ الفاضل الغزالي » مراتب توحيد وى را از احيا چنين روايت مىكند : كلام « صاحب الاحياء بعد ذكر المراتب الثلاثة في التوحيد حيث قال « 35 » » : مرتبهء چهارم آن كه در وجود جز يكى را نبيند ، و آن مشاهدهء صدّيقان است ، و صوفيان آن را فنا خوانند در توحيد ، از آن روى كه [ انسان در آن حال ] جز يكى را نبيند ، و نفس خود را هم نبيند . و چون نفس خود را نبيند بدانچه مستغرق يكى باشد ، از نفس خود در توحيد او فانى بود به معنى آن كه از ديدن نفس خود فانى شده است . . . « 36 » آن گاه كه ملا صدرا بحث مفصل خود را با نقل سخنان غزالى به پايان مىرساند ، وى را چنين مىستايد : و انّما اوردنا كلام هذا البحر القمقام الموسوم عند الانام بالامام و
هامش
( 34 ) نامه‌هاى عين القضاة ، ( چاپ بنياد فرهنگ ) ، ج 2 ، ص 316 و 319 . ( 35 ) ملا صدرا ، اسفار اربعه ( الحكمة المتعالية ) ، سفر اول ، جزء دوم ، ( چاپ سنگى ) ، ص 191 و 192 ؛ ( چاپ بيروت ، 1981 ) ، ص 322 - 326 . ( 36 ) ترجمهء احياء علوم الدين ، چاپ اول ، ج 7 ( ربع منجيات ) ، ص 668 به بعد .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة سخنى از مصحح 28 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى