تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة سخنى از مصحح 17

مساهمون:

صسخنى از مصحح ١٧

راه يافتن به مدرسه 463 ه - 1070 م

« بدان كه اين داعى پنجاه و سه سال عمر بگذاشت ، چهل سال در درياى علوم دين غواصى كرد تا به جايى رسيد كه سخن وى از اندازهء فهم بيشتر اهل روزگار درگذشت . » « 7 » اگر اين گفتهء غزالى را كه « چهل سال در درياى علوم دين غواصى كردم » بپذيريم ، راه يافتن او به مدرسهء دينى و پيوستنش به جرگهء عالمان دين در حدود روزگار سيزده سالگى مسلم مىشود . خودش از اين راز پرده برگرفته و با روايت جمله‌اى از ديگرى چنين حكايت مىكند : براى غير خداى دانش اندوختيم ، اما دانش جز در خدمت خداى بودن را نپذيرفت .

نخستين سفر دانش اندوزى 468 ه - 1075 م

غزالى به هنگام نوجوانى چندى در شهر طوس نزد احمد بن محمد راذكاني علم فقه آموخت ، آن گاه رهسپار جرجان ( حدود گنبد قابوس امروز ) شد تا از محضر امام أبو نصر « 8 » اسماعيلى ( متوفى 477 ه ) بهره‌ور شود . در زمرهء شاگردان اين دانشور درآمد و از درسهاى وى يادداشتهاى بسيار فراهم آورد ، سپس به طوس بازگشت . سه سال در آن جا درنگ نمود و به تأمل و پژوهش پرداخت تا آن چه را در جرجان شنيده و يادداشت كرده بود به خاطر سپرد . امام اسعد ميهنى گويد : از أبو حامد غزالى شنيدم كه مىگفت : در راه بازگشت از جرجان دچار راهزنان شديم . عياران هر چه را كه با خود داشتيم ربودند . من براى بازگرفتن تعليقه‌هاى خود در پى آنان رفتم . سردستهء عياران چون اصرار مرا ديد گفت : برگرد ، و گر نه كشته خواهى شد . او را گفتم : تو را به آن كس كه از وى اميد ايمنى دارى سوگند مىدهم ، تنها همان انبان تعليقهء مرا باز پس دهيد ، زيرا آنها چيزى نيست كه شما را به كار آيد . پرسيد : تعليقه‌هاى تو چيست ؟ گفتم : در آن انبان دستنوشته‌هايى است كه براى شنيدن و نوشتن و دانستن آنها رنج سفرى دراز بر خود هموار كرده‌ام . سردستهء عياران خنديد و گفت : چگونه به دانستن آنها ادعا مىكنى ، در حالى كه چون ما آن را از تو گرفتيم دانش خويش را از دست دادى و بى علم شدى ! آن گاه به يكى از يارانش فرمان داد ، و انبان مرا پس دادند . غزالى گويد : اين عيار ملامتگرى بود كه خداوند وى را به سخن آورد تا مرا در كار دانش اندوزى راهنما شود . چون به طوس رسيدم سه سال به تأمل و پژوهش پرداختم تا همهء تعليقه‌ها را به خاطر سپردم ، و چنان شدم كه اگر بار ديگر دچار راهزنان شوم از دانش اندوختهء خود بىنصيب نمانم .

سفر به نيشابور 473 ه - 1080 م

آن گاه از طوس به نيشابور رفت و در شمار شاگردان امام الحرمين أبو المعالي جوينى درآمد . در محضر اين استاد چنان كوشيد و درخشيد كه در شمار بهترين شاگردان وى جاى گرفت ، و امام الحرمين پيوسته در محافل به داشتن چون او شاگردى به خود مىباليد .

پيوستن به خواجه نظام الملك 478 ه - 1085 م

چون چراغ زندگى امام الحرمين به سال 478 هجرى خاموش شد غزالى به لشكرگاه ملك شاه سلجوقى ، كه در آن نزديكى نيشابور قرار داشت ، فراخوانده شد و به خدمت هم ولايتى خود ، خواجه نظام الملك طوسى ، پيوست . جوانى بيست و هشت ساله بود كه در محضر آن دستور پير با فقيهان و دانشوران كهنسال به مناظره پرداخت و مخالفان عقيدتى خويش را كنار زد . ديرى نپاييد كه شهرت يافت و نامش بر سر زبانها افتاد . دشمنان خود را به نيروى دانش سركوب كرد ، و در جدالهاى علمى سخن خويش را بر كرسى پيروزى نشانيد ، اكثر فقيهان و متكلمان به برترى او
هامش
( 7 ) مكاتيب فارسى غزالى ، تصحيح عباس اقبال آشتيانى ، چاپ تهران ، ص 4 . ( 8 ) در برخى مآخذ : ابو القاسم .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة سخنى از مصحح 17 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى