تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة سخنى از مصحح 15

مساهمون:

صسخنى از مصحح ١٥
تكميل برخى افتادگىها و روشن ساختن موارد مشكوك يارى جستم ، و قسمتهاى اضافى موجود در ديگر نسخه‌هاى خطى يا ترجمهء خودم را ، اگر اندك بود در ميان [ ] نهادم ، و اگر مفصل بود با علامت * مشخص نمودم ، و به جاى كلمات مكرر سه نقطه ( . . . ) نهادم . ضمنا با افزودن پاورقيهاى لازم از موارد إبهام پرده برگفتم تا براى خواننده جاى ترديد باقى نماند . ثبت شمارهء سوره‌ها و آيه‌هاى قرآنى در پاورقيها براى آن است كه چون مترجم در موارد بسيار از ترجمهء آيات قرآنى خوددارى كرده است ، احتمال دادم اين كار براى كسانى كه بخواهند به اصل قرآن رجوع كنند نوعى صرفه‌جويى در وقت خواهد بود . در اين چاپ ، « آنچ ، اينچ ، آنك ، اينك » به صورتهاى « آن چه ، اين چه ، آن كه ، اينكه » ثبت شده است . همچنين در همه جا « ذ » به « د » تبديل شد . اعداد داخل [ ] شمارهء صفحات نسخهء خطى مورد استفادهء مصحح است .

ارزش احياء علوم الدين

جهانگير شدن اين كتاب - چه در دوران زندگى غزالى و چه پس از درگذشت وى - و رواج آن در كشورهاى اسلامى از آغاز انتشار تا اين تاريخ كه حدود نهصد و پانزده سال از عمر آن مىگذرد ، و تلخيصهاى چندگانه‌اى كه دانشوران نامور مسلمان از آن كرده‌اند ، يا شرح تفسيرهاى فراوانى كه بر آن نوشته‌اند ، همچنين ستايشها و كراماتي كه در كتابهاى مختلف براى ارجمند بودن احياء علوم الدّين « 3 » غزالى روايت شده ، حتى خرده گيريهاى برخى از مردم تنگ حوصله ، همه گواه صادقى است بر پايدارى مقام والاى اين اثر غزالى در ميان مسلمانان هر عصر و زمان . براى پرهيز از دراز شدن سخن بهتر است به آن چه مؤيد الدين محمد خوارزمى حنفى مذهب در مقدمهء خود - با استفاده از گفته و نوشتهء امام فخر رازى - روايت كرده ، و پس از اين سخن جاى گرفته ، و از ديدگاه نويسنده‌اش با عقل و انصاف نيز هماهنگ مىنمايد ، بپردازيم ، تا حقيقت آشكار شود « 4 » . از ميانهء مؤلفات پيشينيان ، بيش از همه آثار محمد غزالى مطمح نظر مولانا [ جلال الدين محمد بلخى ] بوده است ، طرز و شيوهء بحث و افكار و اطلاعات حجة الإسلام در احياء علوم الدين اثرى عميق در فكر مولانا به جاى گذاشته است ( مقدمهء شرح مثنوى شريف ، فروزانفر ) .

زندگينامهء غزالى

تاريخچهء زادن و زيستن ، و دوران دانش اندوزى و استادى ، و سالهاى ناكامى و كامروايى ، گمنامى و بلند آوازگى ،
هامش
( 3 ) نام كامل اين دانشنامهء بزرگ اسلامى را غزالى در اكثر آثارش و در مقدمهء كيمياى سعادت ، احياء علوم الدين آورده ، و گاهى به اختصار از آن به نام احياء ياد كرده است . بنا بر اين اگر فعل مصنف حجت بوده باشد روا نيست نام آن را جز با دو صورت ياد شده ذكر كنند يا بنگارند . در ضمن براى آگاهى بيشتر از سرنوشت احياء بنگريد به مقالهء اين جانب در جلد دهم دانشنامهء ايران و اسلام . ( 4 ) كتاب احياء علوم الدين به گواهى برخى از دانشوران مسلمان ، و خاورشناسان آشنا با سخن و انديشهء غزالى ، از جملهء ارزنده‌ترين ميراث علمى امام محمد غزالى است . براى درستى اين سخن كافى است بدانيم كه گروهى از محققان مسلمان در ستايش احياء علوم الدين راه مبالغه پيموده و زيادة پيش رفته‌اند . در اين باب به ذكر داورى سه تن از ستايشگران احياء غزالى بسنده مىكنيم : و قال عبد الغافر الفارسي في مثال الاحياء : انه من تصانيفه المشهورة الّتي لم يسبق إليها . و قال فيه النّووى : « كاد الاحياء ان يكون قرآنا . » و قال الشيخ أبو محمد الكازروني : « لو محيت جميع العلوم لاستخرجت من الاحياء . » با اين همه در نكوهش آن نيز سخنها گفته شده كه مجموعه‌اى از آنها را در مقدمهء مصحح كتاب المحجّة البيضاء في تهذيب الاحياء مىتوان ديد . ( نگاه كنيد به : تعريف الاحياء بفضائل الاحياء ، در هامش اتحاف السّادة المتقين ، چاپ مصر ، ج 1 ، ص 13 ، و نيز به مقدمهء المحجّة البيضاء ، چاپ تهران . )