عبد الرحيم ابن حاجى محمد سليمان است .
14 - نسخهء كتابخانهء دانشگاه سليمانيه ( در كشور عراق ) ، كه در تاريخ 928 هجرى كتابت شده . نام كاتب آن فرامرز بن عزيز اللّه ديلمى است . اين نسخه به همت استاد فتحى الرئيس مصرى ، در مجلهء سخن ( شمارههاى 11 و 12 ، سال 1354 ) ، به اختصار معرفى شد تا تأييدى باشد بر صحت نام مترجم يعنى « مؤيد الدين محمد خوارزمى » .
اما نسخهء خطى ربعهاى سوم و چهارم - يعنى نيمهء دوم اين ترجمه - در كتابخانهء ملى قاهره به نام دار الكتب القومية بر جاى مانده است كه خوشبختانه پانزده سال پيش ، به هنگام سفر به كشور مصر ، توانستم از آن ميكرو فيلم تهيه كنم ، و هم اكنون فيلم و عكس آن در كتابخانهء شخصى خودم موجود است .
از فيض نسخهء موجود در قاهره بود كه برايم مسلم شد اين كتاب - از روزگار غزالى تا اين تاريخ - تنها يك بار به فارسى ترجمه شده ، و مترجمش مؤيد الدين محمد خوارزمى بوده كه به سال 620 هجرى - چنان كه پيش از اين گفتم - در دهلى به فرمان شمس الدين ايلتتمش ، پادشاه فارسى دان هند ، و حمايت وزير دانشمند وى ، ابو سعد محمد جنيدى ، كار خود را با كفايت آغاز كرده و با پيروزى شايستهء ستايش به انجام رسانيده است . آن چه در پايان نسخهء قاهره ، پس از ختم « ربع منجيات » نوشته شده ، و مىتواند مؤيد سال ترجمه و نام و نشان مترجم بوده باشد ، چنين است :
مؤيد الدين محمد خوارزمى - مترجم اين كتاب است ، حقق اللّه تعالى بالخير اعماله - مىگويد كه سپاس بىحد و ستايش بىعد بارى - سبحانه و تعالى - را كه مواد رشد و توفيق ارزانى داشت و امداد تأييد و تسديد كرامت گردانيد تا اين ضعيف ترجمهء اين كتاب را ، كه كاشف اسرار طريقت است و مظهر انوار حقيقت ، به إتمام رسانيد . حقايق را به مدد لطايف قدسي از پردهء عربيت بيرون آورد و بر افهام خواص و عوام جلوه داد ، و در حل اشكالات و ازالت شبه كه در معانى و ألفاظ آن بود غايت مجهود و نهايت وسع خود مصروف داشت . و از حضرت ذو الجلال به تضرع و ابتهال مىخواهد كه ميامن و بركات آن را موجب ثبات سلطنت و مقتضى مزيد مملكت سلطان السلاطين على الدّين و الدّنيا گرداند ، و مثوبات آن را به ايام دولت صاحبى مؤيّد الملكي رساند [ تا همگنان ] از فوايد آن نصيب گيرند ، و در دعاى دولت پادشاه اين ضعيف را يارى دهند ، و از يارى حق - سبحانه و تعالى - ارتفاع اعلام ايام إحسان او در خواهند ، و آن را به دعاى صاحبى مؤيّد الملكي مثنّى گردانند .
كوتاه سخن آن كه خوشبختانه ، پس از تلاشهاى پيگير و تحمل رنج سفرهاى دور و دراز ، تا اين تاريخ به تصوير چهارده نسخهء خطى از چهار ربع « عبادات و عادات و مهلكات و منجيات » اين ترجمه دست يافتهام ، كه نسخههاى دو ربع « مهلكات و منجيات » متعلق به كتابخانهء ملى قاهره است و از لحاظ نفاست و امانت براى من منحصر و يگانه .
با اين همه ، به يارى تصوير نسخههاى فراهم شده ، چاپ انتقادى دلخواه از اين كتاب به شيوهء علمى ، كه در نزد مصححان متون كهن رايج و مرسوم است ، امكان پذير نشد . پس ناگزير براى آن كه اين غير ممكن از ميان برخيزد ، به ابتكار خويش راه تازهاى در پيش گرفتم . يعنى نسخهء موزهء بريتانيا را در چاپ « ربع عبادات » اساس قرار دادم ، و علاوه بر نسخهء مختصر تركيه ، از چاپهاى متعدد متن عربى احياء علوم الدين - كه تعداد آنها در مصر و ايران و تركيه و هند تا اين روزگار بيش از بيست چاپ مىشود - سه چاپ كهن بولاق ، و سنگى تهران ، و هند ، و دو چاپ كتاب الشعب و المكتبة التجارية مصر ، و شرح ده جلدى مرتضى زبيدى به نام اتحاف السّادة را برگزيدم ، و از آنها براى
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة سخنى از مصحح 14
مساهمون: الغزالي
صسخنى از مصحح ١٤