تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
مغالبهء سفيهان و مفاخرهء اقران . و چون مقصود آن باشد ، هر آينه آن طلبد كه به مقصود نزديك‌تر ، و آن علم آخرت است . و مع هذا نبايد كه در علمهاى ديگر به چشم حقارت نگرد ، اعنى علم فتاوى و علم نحو و لغت ، كه تعلق به كتاب و سنت دارد ، و جز آن كه در مقدمات و متممات از انواع علمها كه فرض كفايت است آورده‌ايم . [ چه ] مبالغت ما در ستايش علم آخرت تقبيح اين علمها [ نيست ] ، بدانچه متكفلان علمها چون متكفلان ثغرها و مرابطان « 238 » آن‌اند . و غازيان مجاهدانند در راه حق تعالى ، و بعضى از ايشان جنگ كنند و بعضى مدد ايشان باشند و بعضى آب دهند و بعضى به تعهد ستوران مشغول شوند . و هيچ كس از ايشان بىثواب نماند ، چون قصد اعلاى كلمهء خداى باشد ، نه گرفتن غنيمت . پس علما همچنين‌اند . قال - اللّه تعالى -
يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ
. « 239 » و قال :
هُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ اللَّهِ
« 240 » . و استحقار ما صرافان را به قياس [ 90 ] پادشاهان ، دليل نكند بر حقارت صرافان به قياس كنّاسان . و گمان مبر كه هر كه از مرتبه‌اى بلندتر فرود آيد ، او على الاطلاق ساقط القدر باشد . چه درجهء عليا انبيا راست ، پس اوليا را ، پس علماى راسخ را ، پس صالحان را بر تفاوت درجات ايشان . و در جمله هر كه مثقال ذره‌اى نيكويى كند ثواب آن ببيند ، و هر كه مقصود او از علم حق تعالى باشد ، هر علمى كه بود ، سبب منفعت و رفعت درجهء وى شود .

وظيفت دهم

( 1 ) آن است كه نسبت علمها به مقصد بدانى ، تا نزديك را بر دور ، و مهم را بر غير مهم اختيار كنى . و مهم آن باشد كه تو را قلق و اندوهگن كند . و قلق و اندوهگن نكند تو را جز كار تو در دنيا و آخرت . و چون ميان لذت دنيا و نعمت آخرت جمع نتوان كرد - چنان كه قرآن بدان ناطق است ، و از نور بصيرتها آن چه قايم مقام عيان است بر آن شاهد - پس مهمتر آن باشد كه هميشه بماند . و بر اين سياق دنيا منزل شود ، و تن مركب ، و عملها شتافتن سوى مقصد . و مقصد نيست مگر لقاى حق تعالى كه همهء نعمت در آن است ، اگر چه قدر آن در اين عالم بيشترى ندانند . و علمها را چون به سعادت لقاى حق تعالى و نظر در وجه كريم او اضافت كنى - اعنى نظرى كه انبيا آن را فهم
هامش
( 238 ) مرابط ، مواظب و ملازم سر حد ( سر حد مسلمانان ) ، قراولى كه اسبان خود را در ثغور بلاد دشمن حاضر نگه دارد . ( 239 ) مجادله 58 - 11 . ( 240 ) آل عمران 3 - 163 .