تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
خوش داشت ، و
هذا يَوْمُ لا يَنْطِقُونَ وَ لا يُؤْذَنُ لَهُمْ فَيَعْتَذِرُونَ ،
« 90 » بخواند . شافعى را ديدم كه گونهء او بگشت ، و پوستش برفراشيد ، « 91 » و اضطرابى عظيم كرد ، و بيهوش بيفتاد . پس چون به هوش آمد مىگفت : أعوذ بك من مقام الكذّابين و اعراض الغافلين ، اللّهمّ لك خضعت قلوب العارفين و ذلّت [ لك رقاب ] المشتاقين ، الهى هب لي جودك ، و جلّلنى بسترك ، و اعف عن تقصيرى بكرم وجهك « 92 » . پس برخاستيم و بازگشتيم . بعد از آن چون به بغداد رفتم - و شافعى هم آن جا بود - روزى بر لب دجله نشستم براى ساختگى « 93 » نماز ، در اثناى آن مردى بر من گذشت ، گفت : اى كودك ، آبدست نيكو كن ، حق تعالى در دنيا و آخرت بر تو نيكويى كناد . پس بنگريستم مردى را ديدم كه جماعتى وى را متابعت مىكردند . به زودى آبدست كردم و بر پى او رفتم . در من نگريست و گفت : هيچ حاجتى دارى ؟ گفتم : آرى ، بياموزى مرا آن چه خداى تو را آموخته است . فرمود كه هر كه با حق تعالى صدق برزد نجات يابد ، و هر كه بر دين خود بترسد از هلاك مسلّم ماند ، و هر كه بر دنيا رغبت ننمايد چشم او به ديدن ثواب روشن شود . ا « 94 » زيادت از اين نگويم تو را ؟ گفتم : بگو . فرمود كه هر كه سه خصلت در وى بود ، كمال ايمان حاصل كرده باشد : يكى آن كه امر به معروف كند و خود نيز بر آن برود ، دوم آن كه نهى منكر به جاى آرد و از آن باز ايستد ، سوم آن كه بر حدود خداى محافظت نمايد . ا ، زيادت از اين نگويم تو را ؟ گفتم : بلى . فرمود كه در دنيا زاهد باش ، و در آخرت راغب ، و در كلّ كارها با حق تعالى صادق ، تا برسى با رستگاران . پس بگذشت ، و من پرسيدم كه اين كيست ؟ گفتند : شافعى . مصنف گفت : در بيهوشى او بنگر ، پس در پند او ، چگونه بر زهد و غايت ترس او دليل مىكند ! و اين ترس و زهد حاصل نشود جز به معرفت حق تعالى . چه ترس حق تعالى در ميان بندگان جز عالمان را نبود . و اين ترس شافعى را از علم كتاب سلم و اجارت و ديگر كتب فقه حاصل نشده بود ، بل از علمهاى آخرت كه از قرآن و اخبار مستخرج است حاصل شده بود . چه ، حكمتهاى پيشينيان و پسينيان در آن است .
هامش
( 90 ) مرسلات 77 - 35 و 36 . ( 91 ) برفراشيد ، به هم كشيده شد . ( 92 ) به تو پناه مىبرم از مقام دروغگويان و رو گردانيدن غافلان ، بار خدايا دلهاى عارفان براى تو خاضع شد و گردنهاى مشتاقان براى تو خوار گرديد ، بار خدايا مرا از جود خود ببخش و با پوشش خود زينت بخش و از تقصيرم به كرم وجه خود در گذر . ( 93 ) ساختگى ، تدارك . ( 94 ) ا ، آيا ( نشانهء پرسش در گويش مردم قديم ما وراء النهر ) .