تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نگارش هاى عربى ( فارسى ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
آثار : [ 3 ] 1 . رسالة ديمقراطيس في فضل صناعة الطبّ [ 4791 ] نسخه : تبريز ، كتابخانه‌ى ملى 3606 ( گ 24 پ ، 726 ه ، نك : دانش‌پژوه در : نشريه ، 4 / 311 ) . [ 4 ] 2 . رسالة ديمقراطيس إلى إبقراطيس و جوابه إليه [ 4792 ] نسخه : ( همان ، ص 311 ) . از اين رساله دست‌نويسى ديگر به جا مانده است : « 1 » كتابخانه‌ى بريتانيا
Or . 12070 ( 5 )
( گ 33 ر - 33 پ ، 330 ه ، استنساخ ابن درستويه ) . [ 5 ] 3 . رسالة أهل مدينة ديمقراطيس إلى إبقراطيس لعلاج ديمقراطيس و جواب إبقراطيس [ 4793 ] نسخه : ( همان ، ص 311 ) . در موضعى رازى توسط جالينوس به وى ارجاع مىدهد : « حكى جالينوس في كتاب الأدوية المقابلة للأدواء » ( الحاوى ، 20 / 538 ) .

5 بقراط 2008

هيپوكراتس و به تحرير عربى بقراط ، بقراطيس ، ابقراط يا ابقراطيس ، پسر ارقليدس ( هراكليدس ) و نوه‌ى بقراط در روايات عربى كه بدون شك از منابع خود عرب‌ها گرفته شده ، و آن نيز نسخه‌ى بدلى از روايت افسانه‌اى يونانيان است با اسكلپيوس ارتباط داده شده است . وى ، از قرار ، بايد هجدهمين نسل اسكلپيوس و هفتمين پزشك پس از او باشد . در كوس زاده شد و گويا 95 سال هم زيست . ظاهرا پدر و پدربزرگش در فن معالجه راهنماى او بوده‌اند . ظاهرا عرب‌ها درباره‌ى مسير زندگى وى روايات بسيارى كه متناقض با يكديگر نيز بوده ، مىدانسته‌اند . در عين آنكه ابن ابى اصيبعه ( 1 / 24 ) مىگويد بقراط در رودوس تحصيل كرده است ، ابن قفطى ( حكماء ، ص 91 - 90 ) روايتى را ذكر مىكند ، كه طبق آن وى نخست در حمص و سپس در دمشق زندگى كرده است . اينكه پزشكان بسيارى با نام بقراط بين يونانيان بوده‌اند ، مطلبى است كه عرب‌ها مىدانسته‌اند . رياضىدان مشهور و پزشك ، يعنى ثابت بن قرّه تك‌نگارى بسيار كوتاهى درباره‌ى پزشكانى كه نام بقراط داشته‌اند ، يعنى درباره‌ى « البقراطون » تأليف كرده كه ما به آن به‌طور كامل در اثر ابن نديم ( ص 94 - 293 ) دست مىيابيم . از اين گذشته عرب‌ها ترجمه‌ى اثرى مجعول از جالينوس را در اختيار داشته‌اند ، كه در آن از مكاتبه‌اى كه گويا بين بقراط و اردشير درازدست صورت گرفته سخن به ميان آمده است . گويا اردشير به علت بيمارى ، بقراط را فراخوانده و مبلغ متنابهى پول براى حق العلاج به وى پيشنهاد كرده بوده ، اما پزشك اين پيشنهاد را نپذيرفته است . مسعودى مورّخ ( د : 345 ه / 956 م ، نك : سزگين ، 1 / 471 به بعد ) اين گزارش را از تفسير جالينوس نقل مىكند كه حنين آن را به عربى نقل
هامش
( 1 ) . از افزوده‌هاى مندرج در انتهاى ج 7 .