ترجمههاى حنين بن اسحاق را از بقراط نمىشناخته ، بلكه از ترجمههاى قديمتر استفاده كرده است در يك مورد كلامروت توانست ثابت كند « كه منبع يعقوبى از دستنويسهاى ديگرى سواى دستنويسهاى حنين ترجمه كرده است » ( همان ، ص 202 ) . چون كلامروت از وجود ترجمهاى قديمتر از نوشتههاى بقراط مطمئن نبود ، در جايى ديگر اين حدس را اظهار داشته كه لابد « سواى مترجمان موظف دربار عباسى در آن هنگام بين عربها و ارباب رجوع آنان كسانى وجود داشتهاند كه به علت علايق شخصى به زبان يونانى و ادب يونانى مىپرداختهاند و آنچه به اندازهى كافى در نظرشان مهم جلوه مىكرده و تا آنجا كه مىتوانستهاند ، براى خود يا ديگران به زبان خودشان ترجمه مىكردهاند » ( همان ، ص 200 ) .
اين تطبيق كلامروت امروز بايد ادامه پيدا كند ، زيرا ترجمههايى از چند كتاب ديگر كه يعقوبى از آنها نام برده است پيدا شدهاند كه در آن زمان كسى آنها را نمىشناخته است . متأسفانه به نتايجى كه وى به دست آورده بوده در تحقيقات بعدى كمتر توجه شده است . به عنوان نمونه مىتوان از مقالهاى دربارهى بقراط اثر كارادووو در دايرة المعارف اسلام و چاپهاى اخير متون عربى آثار بقراط از لاينز و ماتوك نام برد .
ما از نامهاى چند ترجمهى قديمتر از نوشتههاى بقراط به زبان عربى از راه نوشتههايى كه به دست ما رسيده يا از طريق ابن نديم آگاه شدهايم . ابن نديم ( ص 244 ) از كسى به نام ابن شهداى كرخى به عنوان مترجم كتاب جنين نام مىبرد كه يعقوبى هم از او ياد كرده است . متأسفانه كلامروت نه از دستنويسهاى بهجا مانده آگاه بوده و نه از گفتهى ابن نديم . در يك دستنويس وصيتنامهى بقراط از شخصى به نام موسى بن خالد به عنوان مترجم سخن به ميان آمده ( نك : پس از اين ، ص 71 ) كه روزگار او مقارن پايان ق 2 ه / 8 م است ( نك : همين كتاب ، ج 5 ، فصل ترجمهها ) . بسيارى از نوشتههاى بقراط بنا به آنچه در دستنويسهاى مربوط آمده به كوشش يحيى بن بطريق ، ترجمه شدهاند ( نك : همين كتاب ، ج 5 ، فصل ترجمهها ) ، درحالىكه ظاهرا حنين بن اسحاق بهطور عمده تفسيرهاى جالينوس را بر اين آثار ترجمه كرده است .
اين واقعيت كه قسمت اعظم نوشتههايى كه به نام بقراط مىشناسيم مجعول است ، بر دانشمندان عرب آشكار بوده است ( نك : ابن ابى اصيبعه ، 1 / 32 ) . اثر جالينوس دربارهى كتابهاى اصيل و غير اصيل بقراط را در همان نيمهى دوم ق 3 ه / 9 م با ترجمهى اسحاق بن حنين در اختيار داشتهاند ( نك : ترجمههاى آثار جالينوس ، ش 104 ) . همان رسم باستانى مبنى بر اينكه نوشتههاى مجعول منسوب به بقراط را نيز كمارجتر از آثار اصيل وى نشمارند ، نزد عربها ادامه يافت . افزون بر اين ، نوشتههاى مجعول منسوب به بقراط كه كمى پيش از اسلام تأليف شدهاند و اصل يونانى آنها مفقود شده در متون عربى باقى مانده است . ترجمههاى لاتينى آنها بعضا بهجا مانده و بعضا مفقود شدهاند .
هامش
- در :ZDMG، 40 / 1886 م / 189 به بعد .