تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نگارش هاى عربى ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
كرده بوده است ( نك : التنبيه و الاشراف ، ص 131 ؛ ابن قفطى ، حكماء ، 91 ، قس : كارادووو ، در : « 1 »
EI
، 1 / 818 ) . به احتمال زياد موضوع با نامه‌ى موهوم بقراط به شاه مزبور ( نك : پس از اين ، ص 77 ) ارتباط داشته است . غير از ساير خدمت‌هايى كه بقراط به علم پزشكى كرده ، دانشمندان عرب تأسيس نخستين بيمارستان را هم به دو منسوب مىدارند ( نك : ابن ابى اصيبعه ، 1 / 27 ) . تا هنگامى كه كهن‌ترين نوشته‌هاى پزشكى عربى بررسى نشده‌اند ، مسأله‌ى قديم‌ترين نشانه‌هاى آشنايى عرب‌ها با نام بقراط و سهم او در تاريخ پزشكى عربى روشن نخواهد شد . در هر حال ، اطلاعاتى كه تاكنون به دست آمده جاى هيچ شكى در اينكه شهرت او در ق 2 ه / 8 م نزد دانشمندان حوزه‌ى فرهنگى اسلام تقريبا گسترده بوده است باقى نمىگذارد . تنها نوشته‌ى طبى كه از جابر به دست ما رسيده ، يعنى كتاب السموم ، در بسيارى از مواضع حاكى از آشنايى با بقراط است . جابر در اين كتاب ضمن بحث در تأثير زهر بر يكى از اندام‌هاى اصلى يادآور مىشود كه بقراط و جالينوس نيز در كتابهاى خود مكررا به اين موضوع پرداخته‌اند ( نك : زيگل ، كتاب السموم ، ص 82 ) . در مورد اين پرسش نيز كه آيا تأثير دارو در كيفيت آن است يا در كميت ، جابر به بقراط ارجاع مىدهد كه مىگفت بايد به مقدار اخلاطى توجه داشت كه از راه تهوع ، دفع ، تعريق ، خون‌بينى و غيره خارج مىشوند ( نك : همان ، ص 28 - 27 ) . هم‌چنين زمان لازم براى تأثير دارو ( نك : همان ، ص 31 ) و مقدارها و نسبت‌هاى اجزاى دارو با يكديگر هنگام تهيه‌ى آن ( همان ، ص 58 ) و سرانجام در بحث زيان‌هاى دارو ( همان ، ص 69 ) باز جابر به بقراط و جالينوس ارجاع مىدهد . در توصيفى ديگر ( همان ، ص 86 - 85 ) جابر نظريه‌ى منسوب به بقراط درباره‌ى فوايد زهر را مورد بحث قرار مىدهد و مىكوشد تعريفى روشن از موضوع به دست دهد . اين‌گونه به نظر مىرسد كه بخشى از نوشته‌هاى بقراط و منسوب به بقراط در نيمه‌ى دوم ق 2 ه / 8 م به عربى ترجمه شده باشد . در اين مورد - و به‌طور كلى در زمينه‌ى تاريخ ترجمه به زبان عربى - اطلاعات مذكور از جانب يعقوبى مورّخ درباره‌ى آثار يونانيان در زمينه‌ى علوم اهميت فراوان دارد . يعقوبى در فهرستى كه ح 872 م فراهم آورد عناوين ذيل را ذكر مىكند : كتاب الفصول ، كتاب البلدان و المياة و الأهوية ، كتاب ماء الشعير ، كتاب الأمراض الحادة ، كتاب تقدمة المعرفة ، كتاب الجنين ، كتاب الأركان ، كتاب الغذاء ، كتاب الأسابيع ، كتاب أوجاع النساء ، كتاب أبيذيميا . اين اظهارات يعقوبى از اين رهگذر ، اهميت بسيار كسب مىكنند كه وى در مورد بعضى از اين نوشته‌ها ، فشرده‌اى از مندرجات كتاب يا نقل‌قول‌هايى از آن يا همه‌ى محتوى آن را ذكر مىكند ، به نحوى كه ما مىتوانيم آن‌ها را با متونى كه در دست داريم مقايسه كنيم . كلامروت كه نقل‌قول‌هاى يعقوبى را با دست‌نويس‌هاى مربوطه ، كه با آن‌ها آشنا بوده ، سنجيده ، خدمت بزرگى انجام داده است « 1 » . با اين مقايسه چنين احساس مىكنيم كه يعقوبى هيچ‌يك از
هامش
( 1 ) ." ber die Auszge aus griechischen Schriftstellern bei al - J qb "، -
تاريخ نگارش هاى عربى ( فارسى ) — صفحة 50 | فؤاد سزگين / مؤسسه نشر فهرستگان