قرار مىگيرد . بخش بزرگى از مضمون اين آثار دربارهى جانورشناسى و دامپزشكى است و سابقهى آشنايى نسبتا گسترده با اين هر دو رشته را نشان مىدهد .
تأثير مستقيم كتابهاى يونانى جانورشناسى و دامپزشكى را مىتوان به اواخر ق 2 ه / 8 م مربوط دانست و اين نتيجه از يكسو - در مقياس محدود - از اثرى مانند كتاب الحيوان جاحظ و از طرف ديگر از اين واقعيت به دست مىآيد كه پيدايش آثار مشابه در زبان عربى ناشى از آن تأثير بوده است .
ادامهى جانورشناسى ارسطويى به معنى واقعى آن ، در آثار عربى در نوشتههايى تحقق يافت كه عناوينى همچون كتاب خواص الحيوان يا منافع الحيوان دارند ، درحالىكه آثار صرفا دامپزشكى عربها كه به منابع يونانى مانند كتاب تئومنستوس تكيه دارند ، عنوان كتاب البيطرة به خود گرفتهاند .
قديمترين آثارى از اين نوع كه به دست ما رسيده به نيمهى اول ق 3 ه / 9 م باز مىگردند . قديمترين كتاب الحيوان كه ما به واسطهى نقل قول از آن آگاهى داريم و با نوشتههاى ارسطويى در پيوند قرار دارد اثرى است به همين نام از جابر بن حيان ( نك : پس از اين ، ص 503 ) . در نيمهى اول ق 3 ه / 9 م جاحظ كه با مهمترين آثار يونانيان در اين زمينه آشنايى داشت مدعى بود كه همهى اطلاعات جانورشناسى كه در آثار فيلسوفان آمده و آنهايى را كه در نوشتههاى پزشكان و حكماى طبيعى مىتوان خواند ، در اشعار عربها يافت مىشود « 1 » . به همين علت نيز در چارچوب بررسى تاريخ علوم طبيعى عربها ، پژوهش دربارهى اينكه مواد گردآمده توسط زبانشناسان ، تا چه حد از ويژگىهاى علوم طبيعى تجربى برخوردارند ، وظيفهاى ارزشمند و جالب توجه خواهد بود . چند تكنگارى از لغويان دربارهى جانوران به دست ما رسيده است ؛ افزون بر اين ، منابعى بىپايان براى انجام دادن چنين تحقيقى در فرهنگهاى بزرگ عربى ، به خصوص آنها كه نه الفبايى ، بلكه موضوعى تنظيم شدهاند مانند الغريب المصنف ابو عبيد ( د : 224 ه / 838 م ، نك : پس از اين ، ص 512 ) و كتاب المخصّص از ابن سيده ( د : 458 ه / 1066 م ، نك : بروكلمان 1 / 308 ) در اختيار ماست . مهمتر و آگاهىبخشتر از همه براى چنين تحقيقى تهذيب اللغة ازهرى ( د : 370 ه / 980 م ) مىتواند باشد كه در چاپى 15 جلدى منتشر شده است ( قاهره ، 67 - 1964 م ) .
هامش
( 1 ) . الحيوان ، 3 / 269 .