الديك » و غيره مىتوان - كاملا صرفنظر از طول نقلقولها - عنوان كنايى مؤلفانى را ديد كه نوشتههاى آنها در زمينهى جانورشناسى در اختيار جاحظ بوده است ( همچنين نك : پس از اين ، ص 516 - 515 ) . حجم اينگونه نوشتههاى مربوط به جانوران كه در اختيار وى قرار داشتهاند از موضعى كه وى از كتابى دربارهى مارها سخن مىگويد روشن مىشود . وى مىگويد اين اثر را نزد داوود بن محمّد هاشمى ديده كه بيش از 10 جلد بوده است « 1 » . در جايى ديگر از مأخذ خود « 2 » - كه مؤلف آن را « صاحب الحمام » مىنامد - نقل مىكند كه دربارهى شجرهى نسب كبوتران بيش از آنچه نسبنامهنويسان در زمينهى تخصص خود تأليف كردهاند چيز نوشته شده است . ضمنا آثار نسبنامهنويسان را تا زمان « جاهليت » ذكر مىكند . از قرائنى كه قدمت نوشتههاى مربوط به جانورشناسى را نشان مىدهد ، سخن جاحظ در كتاب الحيوان است كه بر پايهى آن شاعر اوايل عصر عباسى يحيى بن منصور ذهلى ( د : نيمهى ق 2 ه / 8 م ) مواد و مطالبى را دربارهى زيركى و حيلهگرى سوسماران به اندازهى چند فصل فراهم آورده بوده است « 3 » . جاحظ در مورد زنبورهاى سرخ مىگويد :
« ابن كلبى و شرقى هيچكدام سخن قابل ملاحظهاى در اين باب ندارند . آنچه در اين زمينه از طرف آنان به ما رسيده تنها اعجاب و حيرت آنان است » « 4 » . پس از اين رهگذر درمىيابيم كه شرقى ( زنده در 150 ه / 767 م ) و ابن كلبى ( د : 204 ه / 819 م ، سال 206 ه قابل قبول نيست ) به مسائل جانورشناسى اشتغال داشتهاند و ديگر اينكه جاحظ محتملا از آنان مداركى كتبى دربارهى زنبوران سرخ در اختيار داشته است . جاحظ مقدارى هم مواد مربوط به جانوران را از اياس بن معاويهى مشهور ( د : 122 ه / 740 م ) ، يكى از قاضيان دورهى اموى اقتباس كرده بوده ، كه بههرحال اشارهاى روشن به نوشتهاى از او در دست نداريم ( نك : پس از اين ، ص 501 ) .
تصور وجود آثار كهنتر مربوط به جانورشناسى كه از قرائن اندك موجود در كتابهاى بهجا مانده در همين رشته به ذهن خطور مىكند ، به بركت اطلاعات و اخبار بسيار مشخصتر موجود در بازنامهها تا حدود زيادى تقويت مىشود . تحقيقى اساسى از جانب مولّر « 5 » نشان داده است كه تاريخ بازنامههاى عربى با اثرى آغاز مىشود كه به فرمان خليفه مهدى ( حك : 169 - 158 ه / 785 - 775 م ) ، تأليف شده و بخش بزرگى از آن شامل قطعاتى است كه از زبانهاى فارسى و يونانى فراهم آمده است « 6 » . بنابراين ، دانشمندى از اواخر دورهى اموى در اوايل دورهى عباسى مىتوانسته در تأليف كتاب نسبتا جامعى از ترجمههاى موجود استفاده كند . موجود بودن اين آثار ترجمهشدهى « حكماى ايران ، تركها ، فيلسوفان بيزانس » « 7 » با نقلقولهاى متعدد آثار ديگر عربى دربارهى بازها مورد تأييد
هامش
( 1 ) . الحيوان ، 4 / 181 .
( 2 ) . همان ، 3 / 210 - 209 .
( 3 ) . « و قد جمع يحيى بن منصور الذهلى ابوابا من حزم الضبّ و خبثه و تدبيره الّا أنه لم يرد تفضيل الضبّ في ذلك . . . » ( همان ، 6 / 45 - 44 ) .
( 4 ) . همان ، 7 / 32 .
( 5 ) .Studien zur mittelalterliche n arabischen Falknereiliterat ur، برلين ، 1965 م .
( 6 ) . نك : همان ، ص 103 .
( 7 ) . نك : همان ، ص 107 .