بود ، توجه دادهاند . لكلر گياهشناسى اوليه را نهضتى علمى مىداند كه در شرق و شايد در جندى شاپور به وجود آمده باشد . فان فلوتن اطلاعات ابتدايى جانورشناسى عربها را كه به موازات اين گياهشناسى در جريان است ، « جانورشناسى ملى » مىنامد .
در تحقيقات جديد روشن شده است كه مشاهدات اندك موجود دربارهى جانوران در آثار متأخر به روزگار جاهليت برمىگردد . فان فلوتن در اينباره مىگويد براى او كار مشكلى نيست كه « از ميان اشعار قديم عربى ابيات متعددى را نقل كند كه حاكى از اطلاعاتى فراتر از حدود احتياجات روزمره دربارهى پزشكى و نجوم باشند » و به گفتهاى بسيار جالب توجه از جاحظ « 1 » چنين اشاره مىكند « در اينگونه موارد من بر آنچه نزد عربهاى باديه مرسوم است تكيه مىكنم ؛ گرچه ايشان بدانچه نيازمند آن بودهاند ، نه به عنوان موضوع جستجو و پژوهش و نه به عنوان مادهى گفتگو و آموزش نمىپرداختند . اين جانوران انواع بسيار دارند . . . و در زيستگاههاى جانوران مانند بيابان و جلگه و . . .
و نيز در خانهها و زيستگاههاى عربهاى بدوى پراكندهاند . در واقع ، عربهاى باديهنشين در ميان جانوران منزل گزيدند ، و خود در ميان مردمان ، وحشى يا نيمهوحشى شمرده مىشوند . . . . انواع زخمها و جراحات با گزيدن جانوران ايجاد مىشد و آنها مىآموختند كه چگونه بين جانوران خطرناك و بىآزار تفاوت بگذارند . آنها طريقهى درمان جراحات را كه از نسلى به نسل ديگر به ميراث مىرسيد و على الدوام با ملاحظات تازه غنىتر مىشد آموختند . معلومات آنها از عوارض و پديدههاى زمينشناسى ، نجوم انواء و نجوم اهتداء نيز به همين ترتيب فراهم آمده است . . . » « 2 » .
مدتهاست كه مىدانيم لغويان ق 2 ه / 8 م ، 3 ه / 9 م و 4 ه / 10 م اشعارى كه در آنها ذكر حيوانات آمده و مباحث لغوى مشابه و نزديك به آن را در تكنگارىهايى گرد مىآوردهاند . هامر پورگشتال « 3 » هم در كتابش به نام شتر « 4 » به اين نتيجه رسيد كه عربهاى پيش از ق 12 م ، 16 اثر ( عربى ) دربارهى شتر داشتهاند كه هيچكدام از آنها برجاى نمانده است .
هامش
( 1 ) . الحيوان ، 6 / 30 - 29 .
( 2 ) . فان فلوتن ، همان ، ص 22 ؛ همچنين دسومودى ، در آثار مختلف خود كه مربوط مىشوند به تحقيق در سهمى كه عربها در مشاهدهى عالم جانوران داشتهاند :" Index des sources de la H ? ay t al - H ? ayaw n de ad - Dam i r i "، در :JA، 213 / 128 - 5 ، 1928 م ؛" Die Stellung ad - Dam i r i s in der arabischen Literatur "، در :WZKM، 56 / 206 - 192 ، 1960 م و همچنين تكنگارىهاى متعددى كه در پايان مقاله خود مؤلف آنها را ذكر كرده است : « جاحظ و دميرى »" al - J h ? iz ? and ) ( ad - Dam i r "، در :Annual of the Leeds University Oriental Society، 1 / 60 - 55 ، 59 - 1958 م .
( 3 ) . هامر - پورگشتال ،Denkschr . Kaiserl . AK . Wiss .، وين ، 6 ، 1854 م ؛ فروهنر ،" Arabische Kamelheilkunde des Mittelalters "، در :Archive f . wissenschaftlich e und praktische Tierheilkunde، 67 / 361 - 358 ، 1934 م .
( 4 ) .Das Kamel.