اينكه آيا آثارى كه در زمينهى جانورشناسى از ق 3 ه / 9 م مىشناسيم مسبوق به سوابق كتبى بودهاند مطلبى است كه هنوز به صورت اساسى در آن تحقيق نشده است . دسومودى اولين مؤلّفى را كه اثرى دربارهى اسب ( كتاب الخيل ) نوشته است ابو عبيده ( د : 210 ه / 825 م ، نك : پس از اين ، ص 508 ) مىداند و اين را هم منتفى نمىشمارد كه غير از دليل فرهنگنويسى « علل ديگرى هم در ايجاد چنين آثارى دستاندركار بودهاند ، مثلا علاقه به اسبدوانى و پرورش اسب كه مىتوان وجود آن را در پايان قرن نخست هجرى به اثبات رساند » « 1 » .
دسومودى نوع دومى را هم از نوشتهها كه به دنياى حيوانات مىپرداختهاند معرفى مىكند كه نوشتههايى موسوم به « ادب » هستند . وى به اهميت كتابى كه به نام كليله و دمنه توسط ابن مقفع از زبان فارسى ترجمه شده و مجموعههايى مشابه آن از افسانههاى مربوط به حيوانات در تأليفات عربى تأكيد دارد و به گمان من به حق در آنها « نطفههاى روانشناسى جديد حيوانات » را مىبيند « 2 » . اهميت اين نوشتهها و آثار ديگرى از اين قبيل در زمينههاى لغت و مضامين سرگرمكننده براى دانش ما دربارهى جانورشناسى عربها ترديدبردار نيست ؛ پيش از اين ضمن تحقيقات در كتابهايى كه به دست ما رسيده و يا ما به صورت غير مستقيم از وجود آنها آگاهيم و اصولا به زمينههاى ديگر علوم مربوطند از لحاظ مضامينى كه دربارهى جانوران در بر داشتهاند ارزيابى كردهاند . ولى اين مسأله كه آيا نخستين تأليفات به زبان عربى دربارهى جانورشناسى ، به زمان كهنترى ، پيش از تاريخ آثارى كه اكنون مىشناسيم مربوط مىشوند يا نه ، نكتهاى است كه هنوز طرح نگرديده ، چه رسد به آنكه پاسخى براى آن پيدا شده باشد . كتاب الحيوان جاحظ ، قديمترين كتاب جامع جانورشناسى كه در اختيار ماست ، مىتواند قرائنى براى روشن كردن اين مطلب در اختيار ما قرار دهد . اين اثر از اين لحاظ به صورت كامل ارزيابى نشده است . در كتاب جاحظ معلومات جالب توجهى ديده مىشود كه بر وجود كتابهايى كهنتر از آنچه تاكنون مىشناختهايم دلالت دارد . تاكنون به هنگام بررسى اطلاعات كتاب الحيوان بسيارى از اينگونه موارد ناديده گرفته شدهاند ، زيرا مؤلف قسمت اعظم منابع خود را به نحوى غير معمول ذكر مىكند ، به نحوى كه چگونگى نقل قول در اين مواضع براى خواننده مبهم باقى مىماند . مثلا اظهاراتى طولانى از كسى به نام « صاحب الديك » ، يا « صاحب الكلب » و از آن قبيل روايت مىشود ، به نحوى كه انسان مىتواند تصور كند كه مؤلف چيزى را كه از يك صاحب مجرب خروس يا سگ شنيده است نقل مىكند . متون ديگرى مربوط به جانوران را وى در پيوند با عنوان « صاحب المنطق » مىآورد ، كه - طبق آنچه به اثبات رسيده - منظور وى تاريخ جانوران
( Historia animalium )
ارسطو بوده است « 3 » . به اين دليل به گمان من از اصطلاحاتى مانند « صاحب
هامش
( 1 ) . نك : دسومودى ،" Die Stellung ad - Dam i r i s in der arabischen Literatur "، در :WZKM، 56 / 195 ، 1960 م .
( 2 ) . همان ، ص 196 - 195 .
( 3 ) . نك : پس از اين ، ص 491 به بعد ، همچنين نك : دوبلر ،" ber arabische pseudo - Aristotelica "، در :Asiatische Studien، 14 / 86 - 83 ، 1961 م .